Allah Mazar

تاریخچه کردهای کرمانج زعفرانلو
نویسنده : - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۱
 

تاریخچه کردهای کرمانج زعفرانلو

تاریخچه کوچ کردهای کرمانج به خراسان و قوچان و دیگر مناطق(نوشته کلیم ا...توحدی) جهت استفاده افراد علاقه مند به تاریخ خود و پیشینیان.

می دانیم که پس از حمله اعراب به ایران و سقوط سلسله عظیم ساسانیان که نگهبانان سرزمین های وسیع امپراطوری ایرانبودند، استقلال ایران به مدت نه قرن پایمال شد و از بین رفت واعراب در قرون اولیه خود را به مرزهای شمالی و شرقی کشور رسانده و با کشورهای باستانی توران، هند و چین هم مرز شدند. در میانه قرن چهارم هجری با فرصتی که برایاقوام ترک پیش آمده بود و دیوارهای مرزی ایران را شکسته یافتند از مرزهای ایران وتوران قدیم گذشته و وارد سرزمین های خراسان شدندو سرانجام حکومتهای ترک غزنوی، سلجوقی مغول یکی پس از دیگری ایران را مورد تاخت و تاز قرارداده و به ویرانی پرداختند و یورش های تیمور لنگ و اعقاب او و نیز ترکان قراقویونلوو آق قویونلو سرزمین ایران را لگدمال کردند. تا اینکه در آغاز قرن، سلسله ایرانی تبار صفویه که نژاد کرد داشتند به همت شاه اسماعیل صفوی (930-905 قمری) روی کار آمدو اساس استقلال ملی ایران را پس از حدود نهصد سال بنا نهاد و با رسمی کردن مذهب تشیع در ایران ضمانت وحدت قومی و ملی ما را فراهم ساخت. روی کار آمدن صفویه همزمان با اوج قدرت سلاطین ترک عثمانی بود که خود را خلیفه اسلام و مالک الرقاب سرزمینهای اسلامی می دانستند اما صفویه در مقابل آنها شجره ای برای خویش ساخته و خود را به دودمان امام هفتم شیعیان منسوب داشتند و حق خلافت و ولایت را به خویش منتسب کردند ودر مقابل ترکان عثمانی قد برافراشتند در نتیجه ترکان عثمانی به کینه توزی با صفویه پرداختند و با ازبکان هم نژاد و هم مذهب خویش در شرق خراسان متحد شدند و آنها را به تاخت و تاز و ویرانی هر چه بیشتر خراسان واداشتند تا عثمانی ها از مغرب و ازبکان ازمشرق کشور نوپای ایران را بار دیگر بین خویش تقسیم کرده و مذهب تسنن را جایگزین مذهب تشیع نموده و حکومت صفویه را پراندازند. اما پذیرش مذهب شیعه ازسوی ایرانیان که صفوی متکی بر آن و حامی آن بودند نقش اصلی راسرانجام در استقلال ایران ایفا کرد واین کشور نوپا را در برابر حملات دشمنان محفوظ و مصون داشت از مهمترین متحدان شاه اسماعیل کردان چشم گزگ مستقر در شرق امپراطوری عثمانی بودند که از دیرباز مذهب تشیع را داشتند. چون سلطان سلیم امپراطور مقتدر عثمانی طرح شیعه کشی خود را در کشور آغازکرد حاج رستم بگ چشم گزگ با چندین هزار خانوار کرد از ایل و تبار خود به یاری شاه اسماعیل آمد که سرانجام پس از شکست شاه اسماعیل در جنگ چالدران ، این امیر کرد باچهل تن از دیگر سران کرد به اتهام همکاری با شاه اسماعیل به نامردی گردن زده شدند. جنگ چالدران در دوم ماه رجب 920 قمری اتفاق افتاد شاه اسماعیل که نمی خواست در آغازکار با سلاطین عثمانی درگیر شود پیش از جنگ چالدران همت خویش را مصروف مرزهای شرقی کشور نمود تا ازبکانی را که به خراسان تاخته و به قتل و غارت و ویرانی شهرها وروستاها پرداخته بودند گوشمالی دهد. او در جنگ مرو با یاری سپاهیان فداکارش از جمله کردهای شیعه مذهب پیروز شد و ازبکان را به سختی شکست داده و از خراسان بیرون راند ودر کاسه سر شیبک خان ازبک شراب نوشید (916 قمری) . شاه اسماعیل و شاه تهماسب و شاه عباس هرکدام به نوبه خویش ایالت و طوایف زیادی را از کردان شیعه مذهب خود به خراسان منتقل ساختند تا در برابر تاخت و تاز ازبکان سنی مذهبی، از کیان خراسان دفاع نمایند.

از مهمترین کردانی که در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب وارد خراسان شده اند، می توان از کردان کلهر، قهرمانلو و چگنی نام برد. چگنی ها که قدرت و جمعیت چشمگیری داشتند به فرماندهی اوغلان بوداق خان چگنی با دیگر ازبکان راکه به خراسان تاخته بودند گوشمالی سخت داده و بیرون راندند. بوداق خان در زمان شاه تهماسب فرمانروای سرزمنیهای اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، مشهد و درگز بود و جنگهای فراوانی با ازبکها انجام داد. پس از فوت شاه تهماسب در سال 984 قمری چند سالی به علت اختلافات سران قبایل کرد و ترک شیعه مذهب و جانشینان نالایق از جمله شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد صفوی فتور عظیمی در دستگاه سلطنتی صفوی روی داد و می رفت شیرازه نظام و استقلال ایران بار دیگر پاشیده شود که با همت سران کرد و ترک مستقردر خراسان از جمله کردان چگنی و چاپشلو و استاجلو کلهر و قهرمانلو با ترکان شاملومستقر در هرات و قاجارهای مستقر در جنوب خراسان شاه عباس صفوی که کودکی بیش نبود به همت مرشد قلی خان کرد استاجلو بر سریر پادشاهی نشست و بار دیگر آب رفته را به جویبازآورد و دشمنان ایران را به شدت تنبیه کرد یکی از علل شکست های شاه اسماعیل و شاه تهماسب در جنگ با سلاطین ترک عثمانی، نزدیک بودن شهر تبریز به عنوان پایتخت ایران به سرزمین دشمن بود که در هر فرصتی عثمانی ها آن را اشغال می کردند. لذا شاه تهماسب ناچار شد پایتخت را به قزوین که در داخل ایران و دورتر از دسترس دشمن بودانتقال دهد.
در سال 996 قمری که شاه عباس از خراسان به قزوین رفت و بر تخت شاهی نشست بار دیگر ازبکان به فرماندهی عبدالمؤمن خان ازبک از موقعیت استفاده کرده و به خراسان تاختند و شهرهای هرات و مشهد را تصرف کرده و به خاک و خون کشیدند و به سوی سبزوار و اسفراین پیشروی نمودند. تنها اوغلان بوداق خان چگنی بودکه توانست خراسان شمالی و مرکز فرماندهیش را در قوچان از شر دشمنان نجات دهد. درچنین روزگار آشفته ای که ازبکان به سوی پایتخت ایران می تاختند.شاه عباس نقشه ای چید و بسیاری از کردهای چشم گزک را که در قفقاز و آذربایجان متوقف بودند به نواحی شرقی قزوین منتقل ساخت که آنها را از شرق پایتخت تا تهران وخوار وورامین و دامنه های رشته کوههای دماوند و البرز را زیر پوشش استحفاظی خود قراردادند و همچون دیواری آهنین بین پایتخت و ازبکان قرا گرفتند.
حدود سال 1000 قمری بود که شهر اسفراین پس از چند شبانه روز مقاومت در برابرازبکان و دفاع جانانه قباد خان کرد کلهر و ابومسلم خان چاپشلو استناجلوئی سرانجام سقوط کرد و ازبکها این شهر را که از آغاز حکومت صفویه تا کنون بارها تخریب و غارتکرده بودند، این بار به کلی ویران نموده و به سوی دامغان و سمنان پیشروی خود راآغاز نمودند تا پایتخت را مورد تهدید قرار دهند. ازبکان این زمان شهر مشهد را بکلی ویران و مردم آن را که به فرماندهی خان استاجلو مقاومت می کردند پس از چند ماه محاصره و تصرف شهر قتل عام کردند بقیه سپاهیان ویرانگر ازبک و مغول که از حدودسیستان و یزد خود را به نواحی مرکزی ایران یعنی کاشان و اراک رسانده و مردم بی دفاع آن نواحی را کشتار و شهرها را ویران و زنان و کودکان را به اسارت گرفته و به سوی خوار و ورامین پیشروی می کردند که در آنجا باکردهای محافظ پایتخت مواجه شده و شکست سختی را از کردها متحمل گشته و با بجا گذاشتن اسرا و غنایم ناچار به فرار شدند و به خراسان رفتند. شاه علی خان کرد چشم گزگ که اینزمان ریاست کردهای چشم گزگ را بر عهده داشت شاه عباس را وادار ساخت تا برای سرکوب کامل ازبکان در تعقیب آنان روانه خراسان شدند. جنگهای شاه عباس در خراسان با ازبکان از سال 1000 قمری تا 1010 قمری بطور پراکنده ادامه داشت که در نتیجه مرزهای ایرانپس از یکهزار سال به دوره امپراطوری ساسانیان در شرق رسید. سرزمین های بلخ و مرو وبخارا و خوارزم به وسیله سپاهیان شیروان ایران مفتوح شد و ازبکان از آنجا بیرون رانده شدند.
در این سالها تقریباً تمام کردهای مستقر در حدود تهران وارد خراسان شدند و در نواحی شمالی این ایالت مستقر گشتند و در سال 1011 قمری که تقریباً آرامش به خراسان بازگشته بود شاه عباس از بلخ به هرات و مشهد بازگشت و از راه چناران ورادکان شکارکنان به خبوشان (قوچان) آمد و حکومت درگز (درون) رانیزبه خطه قوچان ضمیمه کرد و آنرا به شاه قلی سلطان جد امرای بعدی کرد خراسان تفویض داشت و در درگز لقب امیرالامرایی داد. به قول مؤلف عالم آرای عباسی، شاهقلی سلطان غلام خاصه شریفه چشمگزگ (زعفرانلو) را به رتبه والای ایلت و خانی سربلند گردانیده،حکومت اسکای درون (ایبورد و تسا و درگز) را به او عنایت فرمودند و خاطر ازمهماتآنجا جمع فرموده ( از طریق دره جیرستان و گیفان و جلگه ایوب پیغمبر و راز و مینودشت بازگشته) و در اسکای خوار ( و ورامین) به اردوی کیهان پورملحق شدند. اما کردها که پس از آزادسازی اسفراین از رشته کوه شاه جهان گذشته و واردجلگه شیروان و قوچان شده بودند نخستین قلعه ای که برای خود ساختند قلعه شیروان بود. پس مرکز فرماندهی به درون (درونگر درگز) منتقل شد و بعد در کنار قصبه خبوشان دژی محکم بنا گردید که سران ایلات معتبر کرد با عوامل نظامی خود در آن مستقر شدند وآنجا را به مرکز قدرت رزمی خود بدل ساختند که به کردآباد یا کرد محله معروف شد وبعدها این دژ در جنگ بین عباس میرزا نایب السلطنه قاجار و رضا قلی خان زعفرانلو ایلخانی کرد ویران گردید و شاهان بعدی قاجار تعمیر آنرا به خوانین بعدی کرد ندادند.
دیگر شهرهای شمالی خراسان از جمله قوچان کنونی ، شیروان،بجنورد، آشخانه، اسفراین (میان آباد) چناران و رادکان و درگز را کردها ساخته اند. استقرار ایلات کرد در خراسان با استقرار ایلات کرد خراسان که قریب به پنجاه هزار خانوار بودند، اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی این ایالت ویران شده ازتاخت و تاز مغولان و ازبکان دگرگون شد و خون تازه ای در شریانهای آن به جریان افتادو امنیت برقرار گردید.هزاران گله گوسفند و اسب و شتر دردشتها و کوهها و مراتع این ایالت به ویژه در نواحی شمالی به چرا مشغول شدند و سطح تولید در امور گله داری و کشاورزی و باغبانی بالا و بالاتر رفت و بازار شهر دگربارهرونق یافت. بوداق خان چگنی حکومت مشهد یافت و پسرانش هر یک در ناحیه ای از جمله مرو به فرماندهی و حکومت نشسته و به رتق و فتق امور پرداختند کردهای زنگنه در نواحی شرقی خراسان و حدود هرات مستقر شدند. ترکان بیات در نیشابور و ترکان قاجار با کردهادر مرو جا گرفتند. کردهای زعفرانلو و شادلو هم که چشمگزگ نامیده می شدند به قول مؤلف مطلع الشمس به گونه زیر مستقر شدند که : شاه عباس شاه قلی سلطانرا لقب امیر الامرایی داد در خط آخال گذاشت. و چهل هزار خانوار از اکراد چشمگزگ راکه دو سه سالی در ورامین اسکان داشتند، کوچانیده در ناحیه مزبور سکنی داد که جلوازبک را داشته باشند. در سلطنت شاه سلطان حسین (صفوی 1135 قمری) که امور دولت مختل گردید اکراد آخال نشین از تاخت و تاز ارگنجی و بخارایی شوریده رو به کوه گذاشتند ودر آن زمان ولایت قوچان و شیروان و بجنورد و سملقان مسکن طایفه (ترک) گرائیلی بود. اکراد برای اینکه یورتی به جهت خرید بدست آرند بنای زد و خورد را با طایفه گرائیلی گذاشتند و در اندک زمانی آنها را از محالات مزبوره خارج ساخته، قراخان پسر مهراب بیک بن شاهقلی سلطان که وکیل اکراد چشمگزگ و در معنی ایلخانی این طایفه بود بر این نواحی استیلا یافت و شیروان را یورت قرار داده، تمام چهل هزار خانوار اکراد چشمگزگرا که زعفرانلو و شادلو و کاوانلو (کاویانلو) و عمارلو و قراچورلو باشند، دریورتهای قوچان، شیروان، بجنورد و مضافات ساکن ساخت. چنانکه از چناران علیا تاچناران سفلی که در حوالی بجنورد است، به زعفرانلو اختصاص یافت و از چناران سفلی الیسملقان یورت شادلو شد.
کاوانلو را به سمت مشهد مقدس انداختند. به این معنی که از اول سملقان یورت شادلو شد. گاوانلو را به سمت مشهد مقدس انداختند. به این معنی که از اول خاک چلای خانه که در شمال مشهد واقع و تا قلعه (کردنشین) یوسف خان که درچهار فرسخی سمت شمال قوچان است امتداد دارد یورت طایفه جانی قربانی باشد و کوه شمالچشمه گلپ معروف به چشمه گیلاس (در شمال منطقه چناران و رادکان) که کوه عمارت نامدارد و یک سمت آن (در شمال منتهی) خلاصه طوایف مزبور در محلات مذکور بماندند و بعداز قراخان پسرش بنام بیک وکیل، ریاست داشت پس از او پسرش محمدحسین خان از دولت (نادرشاه پس از مراسم تاجگذاری در دشت مغان به سال 1148 قمری) ایلخانی لقب یافت بعداز آن پسرش امیرگونه خان ایلخانی شد و پس از او رضا قلی خان بن امیر گونه ایلخانی گردید.بعد از اوسام خان بن رضاقلی خان (دلیرترین و سیاستمدارترین خوانین زعفرانلوحاکم مشهد و فاتح هرات) ایلخانی و بعد از سام خان امیرحسین خان برادرش ایلخانیطایفه زعفرانلو و ملقب به شجاع الدوله گردید، از جماعات (ترکان) گرائیلی در خراسان طایفه بغایری حالا در بام و صفی آباد سکنی دارند . پس از تسخیر قوچان مرکزفرمانروایی ایلخانان کرد زعفرانلو در سال 1248 قمری، عباس میرزا قاجار پسرفتحعلیشاه برای تضعیف قدرت رزمی کردها، اتحاد آنها را از هم پاشید و یک ایلخانی دیگر کرد را در بجنورد تشکیل داد که نخستین ایلخانی شادلو بود و نجفعلی خان شادلوپدرزن رضاقلی خان بخاطر همکاری باعباس میرزا قاجار به این سمت منصوب شد.اما ایلات معتبر 32 گانهدر خراسان که هر کدام جایگاه و نقش ویژه ای در تاریخ خراسان دارند، برخی بدین شرح می باشند.قراچورلوها : که در زمان نادرشاه با او جنگیدند وسرانجام با او صلح و نجف سلطان کرد قراچورلو و محمدخان قراچورلو از فرماندهان اینایل بزرگ هستند که در جنگهای ایران و عثمانی و ایران و هندوستان در تمام سالها درکنار نادرشاه بودند. سبزعلیخان کرد قراچورلو سر محمدحسن خان قاجار پدر آغامحمدخانرا برید و به کیم خان زنداهدا کرد و حکومت صفویه را تثبیت نمود.حسینقلی خانقراچورلو حاکم سرحدات ثلاثه بجنورد و پدر شادروان خانلرخان قراچورلو (متوفی اسنفد 79) نیز همراه سردارمعزز شادلو در مشهد به امر رضاشاه اعدام شد. محلاستقرار قراچورلوها (مامیانلوها) در درگز، بجنورد و اسفراین می باشد.کیکانلوها : درسراسر نواحی شمال قوچان از آشخانه و بجنورد گرفته تا درگز اسکان گرفته اند و جمعیتزیادی را تشکیل می دهند. مرکز حکومت کیکانلو بر عهده خوانین اوغاز بوده که معروفترین خوانین آخر آن محمد حسن خان شیخ الخوانین و پسرانش سعادتقلی خان سیوکانلوو قادر قلی خان قبادی بودند کیکانلو ها در زمان ناصرالدین شاه به سه ایل سیوکانلو،بیچرانلو و کیکانلو تقسیم شدند.قهرمانلو: ازمهمترین ایلات کرد است که آخرین رهبر آن ولیخان قهرمانلو بود که به امر رضاشاه درزندان مشهد در سال 1310 مقتول گردید محل استقرار آنها در رشته کوههای شاه جهان درجنوب قوچان و نیز در شیروان و اسفراین بجنورد می باشد.میلانلو: ازمهمترین ایلات کرد در اسفراین است حدود 43 طایفه و ایل کرد در شهرستان اسفراینمستقر هستند و مزارع و کشتزار ها و بیشتر زمین های کشاورزی و مراتع اسفراینمتعلقبه این مردها که بیش از 80% جمعیت اسفراین را تشکیل می دهندحکومت اسفراین بین ایلخانان بجنورد و قوچان گاهی دست به دست می شد. توپکانلو: کهمعروفترین ایل بیگی آن فرهاد خان توپکانلو بود که همراه ولیخان قهرمانلو قصد کشتنرضا شاه را داشتند توپکانلو ها در سراسر خراسان از جمله سبزوار و نیشابور و چنارانو قوچان و شیروان و اسفراین مستقر شده اند.دیگر ایلات وطوایف معتبر کرد عبارتند از:هودانلو، بادلانلو، زیدانلو،صوفیانلو، توروسانلو، زنگلانلو، باچیانلو، رودکانلو، رشوانلو، حمزکانلو، شیخامیرانلو، جلالی، سیاه منصور، جهان بیگلی، مادانلو، قرباشلو و غیره. اینک نمودارفرمانروایان کرد خراسان از زمان شاه اسماعیل صفویتا رضاشاه پهلوی. - حاج رستم یگچشمگزگ که در دشت چالدران به امر سلطان سلیم امپراطور ترک عثمانی با یارانش به قتلرسید- شاه علیخان کرد چشمگزگ که همراه شاه عباس در سال 1000 قمری وارد خراسان شد.- شاهقلی سلطانمیرایل جلیل چشمگزگ و امیرالامراء اکراد سال 1011 قمری- یوسف خان سلطان، میرال جلیل چشمگزگ 1037 قمری- مهراببیگ فرزند شاهقلی سلطان، ملقب به وکیل الاکراد(1038 قمری)-قراخان پسر مهراب بگ وکیلالاکراد-سام بگسپهسالار و پدر زن نادرشاه (وکیل الاکراد) -محمد حسین خان ایلخانی 1248 قمریمعاصر نادرشاه و شاهرخ امیر گونه خانه ایلخانی معاصر شاهرخ ندری و آغامحمد خانقاجار-رضا قلی خانایلخانی مقتدرترین خوانین ایرانی متوفی 1249در تبعید آذربایجان سام خان ایلخانیفاتح امیر حسین خان شجاع الدوله نجفعلی خان کردشادلو نخستین ایلخانی بجنورد سال 1248 قمری-هراتملقب به شجاع الدوله متوفی 1311 قمری جعفرقلی خان شادلو ایلخانی مقتدر ملقب به سهامالدوله-ایلخانیزعفرانلومسعود 1275 قمری حاکم بجنورد و استرآباد مسموم 1278
-محمد ناصرخان شجاع الدولهپسر امیر حسین خان بنیانگذار شهر جدید قوچان متوفی 1320 قمری
-حیدر قلی خان سهام الدوله برادر جعفر قلی-خان مسعود در سال 1288 قمری
-عبدالرضا خان شجاع الدوله یا محمد خان سهام الدوله (سردار مفخم) متوفی 1338قمری برادرزاده حیدر قلی خان و متوفی 1322 قمری
-امیر حسین خان شجاع الدولهزعفرانلو حاکم بجنورد و استرآباد که آخرین حکم ایلخانیگری را از عزیزالله خان سالارمفخم (سردار معزز) احمد شاه در سال 1300 خورشیدی ازدولت رضاخان (رضا شاه) که در مشهد به امر رضا شاه در سال 1304 به دار در سال 1305دریافت داشت آویخته شد نگاهی به تاریخ قوچان مرکز فرمانروایی ایلخانان کرد زعفرانلوقوچان که این زمان بر کنار شاهراه بین المللی خراسان به مازندران قرار گرفته و مرکزشهرستان قوچان می باشد تاریخی پر فراز و نشیب داشته است معلوم نیست در چه زمانی قوچان بر این شهر نهاده شده است برای اولین بار که از این نام ذکری در تاریخ رفته در حددود سال 1003 قمری بوده که مؤلف شرفنامه (بتلیس) به آن اشاره کرده و گفته است در زمان شاه عباس کردها را به قوچان بردند. معلوم نیست که آن زمان قوچان تلفظ میشده یا طبق رسم معمول حرف چ را به ج بدل کرده اند؟ بار دگر در سال 1248 قمری پس ازجنگ عباس میرزا نایب السلطنه قاجار با رضاقلی خان زعفرانلو ایلخانی خراسان که سرانجام به تسلیم ایلخانی می انجامد، قائم مقام فراهانی در نامه ای که به فتحعلیشاه نوشته مژده تسخیر قوچان را می دهد و جای واژه خبوشان، قوچان را به کار برده استدر دوره اشکانیان نام شهری در این حدود به نام آساک یا آسااک برده شده است و حتیبعد از اسلام نیز شهری در جنوب غربی قوچان کنونی بوده که به استو معروف بوده و تازمان هلاکوخان به این نام مشهور بوده است. در تاریخ دوره غزنویان و مغول و تیموریاندر تمام منابع از آن بنام خبوشان نام برده شده است در دوره اشکانیان و ساسانیان شهرهای کوچک ولی پر رونق در جلگه قوچان وجود داشته است که در حفاریهای غیرقانونیسالهای اخیر بسیاری از آثار آن دوران کشف شده است که از جمله می توان محل روستای کنونی (امامزاده) سلطان زیر آبه و کشفیات حدود روستای میرفضل الله و نیز کشفیات اسفیجر اشاره کرد که سکه های اسکندر مقدونی از آنجا کشف شده بوده است. اما خبوشان همان شهر قدیم قوچان بوده که بر اثر زلزله سالهای 1311 و 1312 قمری بکلی ویران شدچون به امر محمد ناصرخان ایلخان زعفرانلو در بین سالهای 1311 تا 1314 شهر کنونی قوچان ساخته شد لذا این شهر را بنام این ایلخانی کرد، ناصریه می گفتند و رفته رفته نام قوچان شایع تر و تثبیت گشت چنان که اعتمادالسلطنه (صنیع الدوله) در مطلع الشمس گفته است که : قوچان که در اصل خبوشان بوده و مغول آنرا قوچان گفته اند، از شهرهای معتبر کردستان خراسان است. پنج یا شش هزار خانوار دارد. مؤلف بستان السیامه جمعیت شهر قوچان در سال 1314 قمری را که هنوز همه مردم شهر کهنه در آن اسکان نگرفته بودند ،تعداد 15 هزار نفر نوشته است.از حوادث مهمی که در شهر جدید قوچان روی داده قیام سردار کرد زعفرانلو در آخر دوره عبدالرضا خان شجاع الدوله ایلخان قوچان می باشد. مرگشجاع الدوله در سال 1298 خورشید، قیام نافرجام کلنل محمدتقی خان پسیان و شکست خوردن او از کردهای قوچان در پاییز 1300 از دیگر حوادث این شهر است حرکت کردهای قوچان به همراهی امیرجان محمدخان فرمانده لشگر شرق ترکمن صحرا از وقایع سال 1303 خورشیدی میباشد.قیام سالارجنگ که حکومتی کمونیستی بود و از مروه تپه در غرب بجنورد در گلستان کنونی آغاز گشت و بجنورد و اسفراین و شیروان تسخیر شد و سالار جنگ (لهاک) با نیروهایش وارد قوچان گردید به وسیله خوانین کرد قوچان محاصره و مغلوب به شوروی متواری گشت. رضاشاه درمرداد 1305 برای تقدیر از این عمل کردهای خراسان به قوچان آمد.ویرانی بسیار از بناهای قوچان تلفات سنگین نیز در بهار 1354 از دیگر حوادث گذشته به شهر قوچان فرآورده های گله داری،کشاورزی و باغداری است به ویژه انگور و کشمش قوچان شهرت جهانی دارد.صنایع دستی ، بافتنی ازجمله دستبافت های زنان کرد مانند جاجیم، پلاس، قالیچه ، دستکش، پاتاوه، جورابهای رنگین زیبا و مانند آن است و پوستین بافی و نمدبافی و چارق دوزی از دیگر صنایع دستی قوچان می باشد.در زمینه هنر وموسیقی قوچان یک قطب و مرکز هنری درشمال کشور می باشد.

 منبع: چلکاسر

  کرد های زعفرانلوی تالش

جابجائی اقوام در مناطق مختلف ایران وکوچاندن آنان از جایی به جای دیگر ، یک سنت سیاسی در شیوه کشورداری ما بشمار می رود .تالشان نیز مانند اقوام دیگرایرانی در مواردی هم میزبان اقوام مهاجر بوده اند وهم اینکه خود ناگزیر از کوچ واسکان درنواحی دیگر شده اند .کردهای تالش که از تیره ها ی نژاد آریایی وایرانی تبار کشورما بشمار می روند بدنبال یک سلسله تصمیم گیریها وضرورتهای سیاسی، ازحدود دویست وپنجاه سال پیش از خراسان به تالش وخلخال کوچانده شده اند اینان طی یک روند تاریخی ، سرانجام پس از فراز وفرودهای بسیار توانسته اند با تالشان وآذریهای خلخال به همزیستی وروابط اجتماعی مورد نظر دست یابند .امروزه بسیاری ازمردم از خود می پرسند که کردها چگونه به نواحی کوهستانی تالش آمده اند مقاله حاضر چگونگی آمدن کردها به ناحیه کوهستانی تالش وسپس مهاجرت گروهی از آنان را به شهرهای جلگه ای مورد بررسی قرار داده است .

دامنه ها ی شرقی وغربی کوههای تالش که در دوران پیش از اسلام  قلمرو کادوسها و محل زیست و معیشت آنان بود، در دوران بعد از اسلام ، بتدریج دچار دگرگونیهای شدید اجتماعی وفرهنگی شد .با ورود قبایل ترک به آذربایجان واستقرار آنها در این منطقه ، دامنه های غربی کوهها یتالش بدست ترکان افتاد وتالشها در دامنه های شرقی ومرطوب وسرسبز آن باقی ماندند. بدنبال جنگهای ایران وروس وانعقاد عهد نامه ها ی گلستان ( 1228ه.ق) وترکمنچای ( 1243ه.ق) مناطق شمالی تالش وآذربایجان به روسها واگذار شد ودر نتیجه نوعی گسستگی قومی میان تالشان وآذریهای دوطرف مرز بوجود آمد .

با روی کار آمدن صفوی ها در شرق آذربایجان ، آمیزش قومی دراین منطقه شدت یافت وتعداد ترکان پیوسته فزونی گرفت .تا جائیکه امروزه تنها در برخی از نواحی کوهستانی جنوب استان اردبیل ویا شرق خلخال به زبان آذری یا تاتی کنونی صحبت می کنند وزبان ترکی در سایرنقاط عمومیت فراوان دارد .

حضور کردها در منطقه تالش از زمان نادر شاه افشار آغاز شد .طوایفی از کردها که قبلاً طی یک سلسله تصمیم های سیاسی از غرب ایران به شمال خراسان اعزام شده بودند ، تا  درمقابل نفوذ بیگانگان ایستادگی نمایند ، در دوره نادر شاه از قوچان به خلخال کوچانده شدند .اینان با استقرار در حد فاصل مراتع بین شرق وغرب کوهها ی تالش ، دیواره قومی جدیدی بوجود آوردند ، تا از تنشها ودرگیریهای میان تالشان وایلات شاهسون جلوگیری نمایند .البته انگیزه اصلی کوچاندن ایلات کرد از قوچان واسکان آنان در مرزهای غربی تالش را باید در سیاست دولت نادر شاه نسبت به تالشان جستجو کرد .قیام تالشان برضد حکومت نادر درسال 48-1747میلادی دردسرهای نظامی وسیاسی فراوانی برای نادر شاه بوجود آورد .هرچند که سرانجام ، این قیام از راهها ی غیرنظامی وبا استفاده از شیوه های جدایی افکنی میان رهبران شورش سرکوب شد . لیکن اندیشه شورش مجدد هرگز از ذهن نادر شاه بیرون نرفت .نادر شاه برای جلوگیری از شورش مجدد تالشان ، پس از آنکه دریافت از نواحی جنوب نفوذ به تالش آسان نبوده وبا تلفات سنگین همراه است ، کوشش کرد در جبهه غرب موقعیت خود را توسط قبایل ترک وسپس کرد تقویت کرده وتالشان را در محاصره نظامی وقومی کامل قرار دهد .انگیزه اصلی وی از کوچاندن کردهای قوچان به غرب تالش واسکان آنان در کنار قبایل ترک ، از همین نگرانی سیاسی ناشی می شود .

پس از سقوط حکومت افشارها، کردها در این منطقه باقی ماندند وچون از آن پس چندان مورد حمایت حکومت های مرکزی زندها وقاجارها نبودند ، با تغییر خط مشی سیاسی درصدد همزیستی با آذریها ، ترکها وتالشان برآمدند وطی این روند عملکرد بسیار موفقی نیز داشته اند .

درباره خاستگاه اصلی کردها برخی مورخین مانند بدلیسی ( 1343، ص 21) وجان لمبرت ( 1367، ص 97) اظهارنظرهای ناروا وغیرعلمی بیان کرده اند که ناشی از عدم اطلاع علمی آنان است ، آنچه مسلم است کردها مجموعه ای از طوایف گوتی ، کاسی ، کردوک و…. هستند که در منطقه زاگرس یا کردستان ساکن بودند واز اقوام اصیل ایرانی بشمار می روند .پیشینه تاریخی آنان با تاریخ ایران پیوندی عمیق و ناگسستنی دارد .

1- چگونگی کوچاندن کردها به خراسان

می دانیم که در دوران تسلط اعراب برایران خراسان کانون اصلی مبارزه با خلفای عرب برای کسب آزادی واستقلال از سلطه ونفوذ آنان بود .خلفای عرب برای مبارزه با این آزادیخواهی نه تنها خود به سرکوب جنبش ها می پرداختند ، بلکه قبایل همسایه خراسان ، از جمله ازبکها را برای تاخت وتاز به این منطقه حمایت وتشویق می کردند .این سیاست تنش آفرین تا دوره صفویه نیز کماکان ادامه داشت ، حتی سرکوبیهای موقت شاه اسماعیل وشاه تهماسب نیز نتوانست آنرا متوقف سازد .

شاه عباس با قانع کردن سران ایل کرمانج که شاخه ای از ایلات بزرگ شکاک در مرز بین ایران وعثمانی بودند ، گروهی از آنان را در 1007 ه.ق از آذربایجان ومهاباد به اطراف ری ، یعنی دشت ورامین وخوار کوچاند .در این کوچ بزرگ و تاریخی حدود 50هزار خانوار شرکت داشتند. کردها پس از دوسال اقامت در جنوب ری ، ماموریت یافتند تا برای مقابله با ازبکان به خراسان رفته وبا توجه به موقعیت حساس خراسان در این منطقه اسکان یابند[1]. سرانجام درسال 1010 ه.ق حدود 45هزار خانوار کرد وارد خراسان شدند ودر مناطق شمالی آن اسکان یافتند ( توحدی ، 1359، ص 46) .

روند جابجایی ایلات وعشایر و اسکان آنان در میان اقوام دیگر دردوره نادر شاه شدت گرفت.بطوریکه وی طی شش سال ( 1736-1730) توانست 50 تا 60 هزار خانوار از ایلات آذربایجان ، عراق عجم ، فارس و13 هزار خانوار از عشایر هفت لنگ وچهار لنگ بختیاری و 6 هزار خانوار از طوایف گرجی را به خراسان  کوچ دهد .

در قالب این سیاست بود که وی تعدادی از کردهای ایل شکاک راکه قبلاً در آنجا اسکان شده بودند وبه زعفرانلو معروف بودند به گیلان ومازندران کوچاند .کردهایی که ازقوچان به خلخال ونواحی کوهستانی تالش کوچانده شدند از هفت طایفه بنامهای شا طرانلو ، خالتانلو ، کلوکشانلو ، هویرانلو ، مونتانلو ، نصرانلو ( اصلان لو) ودلیکانلو تشکیل می شدند .کردها در ابتدای ورود به منطقه خلخال ، در زمین باریکی در 115کیلومتر ی شمال قزل اوزن که در حدود 15کیلومتر از شهر گیوی در جهت شرق بسوی ارتفاعات تالش امتداد دارد.سکنی گزیدند.به گفته هنری فیلد ( 1343، ص 206) زمانی از حدود اصلی خود خارج شده ودر چهار ناحیه خلخال درشمال قزل اوزن پخش شدند .مارسل بازن محقق فرانسوی ( 1367، ص 442) نیز با استناد به فرهنگ جغرافیایی ایران درسال 1328گفته هنری فیلد را تایید کرده ودر روستاهای اقباش،آ‎غچه قشلاق واسفر جان از وجود زبان کردی خبرمی دهد وساکنان روستاهای بنیادآباد ،‌گزور، لنگ دشت،‌ابلی، زاویه کرد ، النکش ،‌ایلوانق واناویز در شمال خلخال را جزئی از قلمرو قبایل کرد معرفی می کند.

این طوایف در گذشته زندگی ییلاقی وقشلاقی داشتند که از سال 1300تا 1320ه.ش .بی آنکه فرهنگ قومی وحتی لزوما وابستگی های عشیره ای خود را ازدست دهند .تخته قاپو شده اند .تنها در  روستاهای پراکنده در دره آرپاچای گروهی از آنان هنوز نیز زندگی ییلاقی و قشلاقی دارند .

مهمترین محدوده کردنشین در حال حاضر ، در شمال خلخال قراردارد. هسته مرکزی آن مجموعه ای از 16آبادی می باشند که همگی از دو طایفه شاطرانلو و خالتانلو هستند[2]. دومین محدوده کرد زبان در چند روستا واقع در انتهای جنوبی خلخال خلاصه می شود که بین روستاهای ترک ویا در اصل تات زبان قرار دارند وعبارتند از :  جعفرآباد وسجهرود در دوطرف تنگه شاهرود سفلی وسه آبادی شیخ علی لو، احمد آباد وچملوگبین در یک دره کوچک شرقی تر.

کرد های زعفرانلوی تالش (2)

2 - همجواری کردها با تالشان

تالشان از دیرباز مردمانی دامداربوده اند که درکنار آن به زراعت وزنبورداری نیز توجهی داشته اند وبعدها با فرود آمدن از کوهستان واسکان در نقاط جلگه ای ، برنجکاری را هم از گیلکها آموختند .از اینرو تالشان به دو گروه جلگه نشین برنجکار وکوه نشین دامدار تقسیم شدند که ارتباطات اجتماعی واقتصادی آنها میان جلگه وکوهستان انجام می گرفت ، علیرغم کوه نشینان که کمتر به جلگه می رفتند ، جلگه نشینان جهت شخم زمینهای کشت برنج خود مجبور بودند که با کوه نشینان در ارتباط باشند .از اینرو گاو کوه نشینان را به امانت می گرفتند ودر مقابل به آنان برنج می دادند .همچنین وجود مالاریا در فصول گرما در جلگه ، که تا حدود نیم قرن پیش به شدت رواج داشت، جلگه نشینان را وادار به کوچ در ارتفاعات وییلاقات می کرد . تاحدی که در آغاز دوره گرما کودکان را جهت دور نگهداشتن بلایای جلگه به نقاط کوهستانی می فرستادند .بعدها صعود آنها به کوهستان همراه با دامداری انجام گرفت .بنابراین ارتباطات در تالش بین جلگه وکوهستان انجام می گرفت وآنها با صعود به ارتفاعات با همسایگان خود در دامنه غربی ( کردها ) در تماس بودند وجهت خرید مایحتاج خود کمتر اتفاق می افتاد که از ارتفاعات یا وسط جنگل به نقاط پایین یا جلگه بروند .بخصوص ویژگی مزاجی کوه نشینان اسکان یافته به پرورش در آب وهوای سالم وکوهستان به گونه ای بود که تحمل آب وهوای جلگه ای را نداشتند .از اینرو با توجه به مکمل بودن اقتصاد آنها با نزدیکترین همسایگان خود ( کردها ) معامله کردند واز آنجا بود که ارتباط بین آنها برقرار شد . کردها که ابتدا به کشت و زرع می پرداختند ، زندگی شبانی را از تالشان آموختند .اما در آمد حاصله از این فعالیتها برای تامین معاش آنان کافی نبود .از اینرو برای تهیه در آمد مکمل که برای معاش آنها الزامی بود ، به نقاط کشور از جمله تالش سفر می کردند .آنان مقدار مازاد انواع حبوبات ، غلات ومحصولات درختی خود را به تالش حمل وبا برنج وسایر لوازم زندگی مبادله وبه این ترتیب قسمتی از معاش خودشان را تامین می کردند .از طرفی مشغله های زیادی مانند جنگل تراشی وآماده نمودن برنجزارها ، مرمت شبکه ها ی آبیاری ، بریدن چوب ساختمانی وصید ماهی بطور سنتی در نواحی جلگه ای با آب وهوای ملایمتری در زمستان ، برای کردها وجود داشت .رابینو می نویسد : ((کردها هنگامیکه می خواهند از کوهستانها به جلگه ها سرازیر شوند تمام وسایل خود را بصورت بسته ای در می آورند وآنرا به انتهای چوبی بسته ، روی شانه خود آویزان می کنند ومی روند ))(‌رابینو ، 1374، ص22) از آن زمان به بعد دامنه انواع فعالیتها وسیع تر شده وبا توسعه باغهای چای ومرکبات در گیلان ومازندران غربی ورشد  شهر نشینی در چند دهه اخیر ، به تمامی سال بسط یافته است که این روند مناسبات فرهنگی واجتماعی میان کردها وسایر همسایگان را نیز گسترش داده است .

3- سابقه تاریخی کردها  در منطقه

دامنه غربی کوههای تالش در اواخر استیلای مغولان تحت سلطه ایل سعد لو در آمده که تا اوایل سلطنت شاه قاجار نیز مالک این منطقه بوده اند .همزمان با ورود کردها به منطقه خلخال ، محمد خان سعد لو حکمران کل منطقه بود با گذشت زمان از قدرت خوانین سعد لو کاسته شده واکثر نواحی غربی کوهها ی  تالش از زیر نفوذ آنان خارج شد وهرو آباد مرکز شهرستان خلخال که تحت مالکیت سعد لوها بود ، توسط تجار واهالی آنجا به مبلغ هفتصد تومان از خوانین مزبور خریداری شد .در اوایل دوره قاجار اختلاف بین تالشان وشاهسونها مهمترین مسئله روز بوده که فتحعلیشاه باانتقال گروهی از کردهای خلخال به نقاط شمالی تر ، بعنوان حایل بین تالشان وشاهسونها به اختلاف آنان پایان بخشید .

در زمان ناصر الدین شاه نصرت الله خان ( سردار امجد ) حاکم کرگانرود بود .وی علاوه بر تالش درهمجواری ییلاق اکراد شاطرانلوی خلخال نیز باغ واملاک داشت که آنرا به پسرش فتح الله خان سپرده بود .فتح الله خان وکسانش در روز 17ذیحجه 1307ه.ق به عزم شکار ازمنزل حرکت کرده وبه ییلاق کلستان می روند .با درگیری که بین همراهان وی واهالی کلستان روی می دهد ( غفاری ، 1361 ، ص 357) ، زمینه اختلافات تالشان وکردها فراهم می شود .این حادثه را باید نقطه شروع اختلاف بین تالشان واکراد شاطرانلو وزمینه اولین شورش وسرکشی علیه دولت مرکزی در نظر گرفت .

در اواخر سلطنت محمد علیشاه که رشته امنیت در کشور بهم خورده ودراغلب نقاط ، ملوک الطوایفی رواج پیدا کرده بود ، خوانین شاطرانلو هم به سرکردگی امیر عشایر ازهرج ومرج استفاده کرده وبیست سال تمام خلخال را زیر نفوذ خود قرار دادند .همکاری آنان با میرزا کوچک خان در انقلاب جنگل از افتخارات طایفه ای اکراد بشمار می رود .بعداز وقایع جنگل ، رضا شاه درنظر داشت قوایی مجهز جهت خلع سلاح عمومی وبرقراری امنیت درتالش به آنجا گسیل نماید که سر کردگان وخوانین اکراد که همجوار با تالشان بودند ، از این تصمیم دولت ناراضی شده وبرعلیه دولت قیام کردند ( آقاجانی ، 1378، ص 750) .از جمله آن قیام ها ، شورش محمد تقی خان امیر احمدی (ممیش خان ) بود .وی در واقعه شهریور 1320 با دسته های گل از قشون روس استقبال می کند وافسر سیاسی روس تصمیم می گیرد که با کمک او منطقه خلخال واردبیل را ضمیمه خاک روسیه کند .ممیش خان در آبان 1320با تهیه اسلحه از جانب روسیان وبا پشتوانه قشون روسی علیه دولت پهلوی قیام نموده ودر 4آذر 1320 هرو آباد را تصرف می کند .تا اینکه در سال 1322ه-.ش امنیت در منطقه برقرار گردید وخوانین شاطرانلو پس از یک سلسله جنگ وزد وخورد با قوای دولتی قلع وقمع شدند .

4-تاثیر پذیری کردها از منطقه

کردها طی نزدیک به سه قرن سکونت در منطقه خلخال تحت تاثیر عوامل مختلف تحولات زیادی از نظر فرهنگی واجتماعی بخود دیده که از مهمترین آن ، تغییرمذهب وگرایش به زبان ترکی است .با توجه به تاریخ کردهای منطقه ،‌که شاخه ای از ایل شکاک وسنی می باشند ، بدنبال کوچ به خراسان نیز سنی باقی مانده تا اینکه در نهایت به خلخال کوچانده می شوند .سرپرستی اکراد در ورود به خلخال را شخصی به نام ((عجم آقا )) بعهده داشته که سالها پس از اطراق در منطقه تحت عوامل نامشخصی ، آنها را به مذهب شیعه فرا می خواند .فرهنگ جغرافیایی ایران در سال 1328در دو روستای گستان وپیرانلو از سنی ها نام می بردکه باید گفت روستای مذکور بعلت قرارگیری در ارتفاع وشرایط سخت طبیعی دیرتر از سایر آبادیهای کرد نشین  پذیرای مذهب شیعه بوده اند .در حال حاضر تمامی اکراد شمال خلخال شیعه مذهب می باشند وتنها دو روستای جعفر آباد وسجهرود در جنوب خلخال ، پیرو مذهب شافعی هستند .

زبان کردی نیز که یکی از زبانهای هند و اروپایی و شاخه ای از زبانهای شمال غربی ایران است ، از بقایای زبان مادی می باشد که دارای گویشها ولهجه های متعددی است . از گویشهای مهم کردی ، گویش کرمانجی است که خود گونه های متفاوتی از قبیل : بوتانی ، بایزدی ، قوچانی و… دارد وبا توجه به پیشینه ورود کردها به خلخال - مهاجرانی از کردهای قوچان - آنها نیز بااین گویش ( کرمانج ) تکلم می کنند ودر منطقه به ((کرد کرمانج))معروفند .

رشید یاسمی مورخ ایرانی ، لهجه کرمانجی را شیرین ترین ومقبولترین لهجه ی کردی دانسته وروانی وعدم اختلاط با زبانهای بیگانه را از مشخصات برجسته این زبان عنوان کرده است( یاسمی ، 1316، ص 136). اما کردهای منطقه خلخال دیگر آن ویژگی را ندارند .زبان ترکی همچون سیلی سالهاست که در آذربایجان به راه افتاده وآنچه از زبان ونیم زبان ولهجه درسر راه خود دارد ، می شوید ومی برد .این نتیجه تحقیقی است که از پیشینه ورود کردها به منطقه وخاطرات بزرگان حاصل شده ، همچنین نتیجه مشاهده عینی است که نگارنده در عرض چند سال سکونت در منطقه بدست آورده است .تا بیست سال پیش که کودکی بیش نبودم ، بخاطر دارم که بچه های منطقه ترکی نمی دانستند ، اما امروزه تقریباً هیچ کدام از آنها نیست که ترکی نداند .این وضعیت در چهار آبادی پیرانلو ، چلنبر، اوجغازونواشنق بعلت قرار گیری در نزدیکی جاده خلخال - اردبیل وهمچنین مهاجرت بیش از حد ساکنین آنها به مرکز شهرستان ( هروآباد ) ودیگر نقاط ترک زبان شدیدتر است .نفوذ زبان ترکی در این آبادیها بحدی است که تنها بزرگان محل به زبان کردی آشنایی دارند وفقط در مواقع ضروری ( در معاشرت بادیگر اکراد منطقه ) به آن زبان تکلم می کنند .

دیگر روستاهای کرد نشین بعلت قرار گیری در دره ها که توسط ارتفاعات کوهها ی تالش محصور گشته ، کمتر دستخوش تحولات شده اند .اما آنها نیز که گروه اقلیت در میان اکثریت ترک زبان منطقه را تشکیل می دهند ، جهت داد وستد روزمره وانجام کارهای اداری به نقاط مرکزی شهرستان تردد بیشتری دارند .که علاوه بر بزرگسالان ، جوانان وحتی نوجوانان با زبان ترکی آشنایی دارند .ازطرفی به علت نزدیکی این آبادیها به دیار تالش ، بسیاری از اکراد به سرزمین تالش مهاجرت نموده اند .شهر تالش ، شهری نسبتاً نوبنیاد است .رشد سریع آن بیشتر در اثر مهاجرت آذریهابوده است .مارسل بازن نیمی از ساکنان اولیه آ ن را از شهرستان خلخال وبخصوص از روستاهای کردنشین شمال هروآباد یعنی لمبر ، کلستان ، اوجغاز ومیل آغاردان عنوان کرده است .کثرت مهاجرت کردها به این شهر باعث ایجاد بازار کرد محله در تالش شد .از زمان تاسیس شهرداری تالش درسال 1330 ،‌این محله همواره محله ای نسبتاً همگن در این شهر وجزو قدیمی ترین محله ای آنست که حدود 3000 نفر کرد خلخال در این شهر ساکن هستند .از سوی دیگر درحال حاضر ، رواج تکلم به زبان فارسی نیز در میان کردها معمول شده است .چرا که مهاجرت آنها به پایتخت وشهرهای شمالی کشور ، بویژه در چند سال اخیر شدت یافته وهمچنین وضعیت شغلی آنان نیز ایجاب می کند که حداقل شش تا هشت ماه از سال را مهاجرت کنند .این امر که بیشتر کرده و این آشنایی به حدی در آنها موثر بوده که در انتخاب زبان فرزندان خود ، متأسفانه فارسی را برزبان مادری خود ( کردی ) ترجیح می دهند .از اینرو احتمال اینکه کردی در منطقه تا چند نسل آینده به کلی از بین رفته وبه دست فراموشی سپرده شود ، خیلی زیاد است .

منبع : http://kourdkourmanj.bloghaa.com

ارایه مطلب از kurmanj_razman@yahoo.com

—————————————————————

1 - شاه عباس در ادامه چنین سیاستهایی توانست گروهی از تالشان را در گسگرگیلان که امرای محلی آن سربه شورش گذاشته بودند ، اسکان داده وبا تقویت تالشان موقعیت امرای محلی گسگر را تضعیف نماید

2 - از شمال به جنوب عبارتند از : میل آغاردان ، بلوکانلو ، پیر انلو ، اوجغاز ، مورستان ، گلستان علیا ، حاجی آباد ، گلستان سفلی ، لمبر ، نواشنق ، آقبلاغ کرد ، غفور آباد ،‌مکالار ، چلنبر ، داودخانی ، خداقلی قشلاق و دلیلر

 منبع : پایگاه مرجع و تخصصی تالش شناسی

 ایل زعفرانلو در استان آذربایجان غربی

ایل زعفرانلو یکی از ایلات کرد کوچ نشین استان آذربایجان غربی است که محل قشلاق آنها شاهین‌دژ و محل ییلاق آنها شمال غرب شهرستان شاهین‌دژ در ارتفاعات سلیم خان قرار دارد. این ایل پنجمین ایل منطقه آذربایجان بعد از جلالی و میلان و هرکی و مامش از لحاظ خانوار می‌باشد.

زعفران لو افزون بر اینکه نام ایلی است نام قومی در شهرستان است که دارای فرهنگ و آداب و رسوم و گویش کرمانجی خاص خود هستند.

منبع: ویکی پدیا