Allah Mazar

من دختر کُرمانجم
نویسنده : - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
 

که چکی کورمانجانم/کلیم الله توحدی


این سرود که نوعی تفاخر و حماسه سرایی است٬ در بین کودکان و نوجوانان دختر به صورت گروهی همراه با دایره انجام می شود.

دختران در حالی که یا یا چند دایره در دست دارند می خوانند و می نوازند یکی از آنها که صدای بهتر و دلنشین تری از دیگران شروع به پیش خوانی می کند . هر لنگه ای که می خواند و دایره می زند٬ سکوت می کند تا دیگران دستجمعی آنرا بنوازند و بخوانند.

آنها جلقه ای را تشکیل می دهند که با لباس های زیبا و رنگارنگ کُرمانجی از دور شبیه دسته گل زیبایی است.

پیش خوان یا رهبر گروه در وسط دایره یا حلقه می ایستد و سرود خویش را این چنین آغاز می کند.

 

ئه ز که چئکی کورمانجانم

تیری سه ری چیانم

خادیی هه سپو مه یانم

ئه زی مال وه میوانم

ئه زی مال وه میوانم

Ez keçkê kurmancanêm

Tîrî serî çîyanêm

Xadey hespu mayanêm

Ezî malva mîvanêm

Ezî malva mîvanêm

برگردان به فارسی:

من دختر کُرمانجم

من آن باز و عقاب بر فراز کوهسارانم

من صاحب اسب ها و مادیانهای قشنگم

خانه ام همواره به وجود مهمانان سرفـرازی می کند

عکس بالا مربوط به وبلاگ پوشاک کرمانج است

 نوشته ها به نقل از : کرمانج سرای


 
 
عروسی کردهای کرمانج در منطقه لایین (شهرستان کلات)
نویسنده : - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران در استان خراسان رضوی است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند.

عروسی کرمانج های شمال خراسان ... داوه ته کرمانجی Dawetê Kurmancî

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

رقص زنان کرد  کرمانج ... Lîstikê jinê Kurmanc

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

لباس زنان کرد کرمانج منطقه لایین در استان خراسان رضوی

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

 

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

عروس با شال قرمز بر سر ... Bûk

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

سوار کردن عروس بر اسب ... Sîyar bûnê Bûk le hisp

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

اسفند دود کردن ... Ûrzeling we dû kirin

عکس های زیر مربوط به یک جشن عروسی کرمانج زبان های منطقه ی لایین در شهرستان کلات نادری واقع در شمال شرق ایران است که توسط آقای علیرضا عطاریان گرفته شده اند

رد شدن عروس و داماد از زیر قرآن ... Red bûnê Bûk û zavê je bin Quranê

منبع: شهر


 
 
عکس ... کردهای کرمانج شمال خراسان از نگاه لقمان رحیمی
نویسنده : - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

عکس هایی از آداب و رسوم و عروسی کردهای شمال خراسان (کرمانج ها)

 

این عکسها توسط آقای لقمان رحیمی گرفته شده اند که در اینجا از ایشان که لطف کردند و این عکس ها را برایم ارسال نمودند تشکر و قدر دانی می کنم.

عروسی کرمانج ها در شمال خراسان - روستای سرانی شیروان

روستای سرانی شیروان

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

رقص زنان کرمانج - تکمران - بهار 90

تکمران

جشن عروسی کرمانج های شمال خراسان در روستای سرانی شیروان

روستای سرانی شیروان

روستای سرانی SARRANI

     روستای سرانی در فاصله‌ی 79 کیلومتری شمال شیروان قرار دارد که از طرف شمال به مرز مشترک ایران ـ شوروی و دره‌ی پرآب و پردرخت و ییلاقی فیروزه ( این دره به اضافه شهر فیروزه طبق قرارداد ننگین آخال به شوروی واگذار شده است. ) و از طرف جنوب به کوه مرتفع مسگر و روستاهای کاکلی و قپز و از طرف شرق به گل‌بزرگ و کوه‌تنبل و از طرف غرب به روستای سرداب محدود می‌گردد. سرانی دارای 79 خانوار و 369 نفر جمعیت است که به زبان کردی کرمانجی تکلم می‌کنند. این روستا جزء دهستان قوشخانه است.

جشن ختنه سوران-تکمران

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

زن کرمانج شمال خراسان در حال پخت نان در روستای سرانی شیروان

زن کرمانج در حال پخت نان - روستای سرانی

کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

 

کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

 

رقص عروسوداماد در جشن عروسیکرمانج های شمال خراسان - روستای سرانی شیروان

عروسی - روستای سرانی شیروان

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

قالیبافی در بین زنان کرمانج شمال خراسان

قالیبافی

رقص عروسوداماد در جشن عروسیکرمانج های شمال خراسان - روستای سرانی شیروان

 

رقص عروس و داماد در جشن عروسی کرمانج های شمال خراسان - روستای سرانی شیروان

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

زن کرمانج در کنار گهواره

 

لباس زنان کرمانج در شمال خراسان

 

لقمان رحیمی - عکاس

 لقمان رحیمی

استفاده از عکس ها فقط با ذکر نام عکاس (لقمان رحیمی) مجاز است.


 
 
عکس هایی از کوچ و چادر نشینی عشایر کرمانج
نویسنده : - ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

وبلاگ الله مزار در رابطه با فرهنگ، آداب و رسوم وموسیقی کردها یا کرمانج زبانان شمال خراسان

-

برای دانلودومشاهده انواع عکس، آهنگ، کتاب، فیلم، مستند و ... کُردی کُرمانجی به سایت الله مزار مراجعه نمایید

-

www.EllahMezar.ir

-

برای دانلود کتاب، آهنگ، فیلم، مستند و ... اینجا کلیک کنید

-

برای یادگیری زبان کردی کرمانجی اینجا  کنید

-

 

 

 

برای مشاهده ی مطلب و شعر در رابطه با کوچ عشایر کرمانج به لینک زیر مراجعه کنید

کوچ حدیث همیشه زندگی...

 کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

کوچ عشایر کرمانج شمال خراسان

کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

 کوچ عشایر کرمانج - شمال خراسان

کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

 کوچ عشایر کرمانج شمال خراسان

کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

 

عروسی در میان کوچ نشینان کرمانج شمال خراسان

کوچ نشینی عشایر کرمانج در شمال خراسان

 چادر نشینی

دوشیدن گوسفندان

 دوشیدن گوسفندان

 

 زن کرمانج چادر نشین

یکی از ییلاق های ایل میلان از عشایر کرمانج شهرستان چالدران

 یکی از ییلاقات ایل میلان در شهرستان چالدران

کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

 

کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

 

 

کوچ نشینی عشایر کرمانج در شمال خراسان

 

کوچ عشایرکرمانج در شمال خراسان

 

صنایع دستی عشایر کرمانج

 

زنان ایل جلالی از ایلات مطرح کرمانج در حال کوچ

  تصویری از زنان ایل جلالی در حال کوچ

کوچ عشایرکرمانج

 

زنان کوچ نشین کرمانج

 

زنان کرمانج در شمال خراسان

 

 

 

 

 

 

 گرفتن کره

 

زن کرمانج در عشایر کرمانج تالش و خلخال

کرمانج تالش و خلخال

 

 



 
 
یادگیری دستور زبان، زبان کُردی کُرمانجی - بخش اول
نویسنده : - ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

یادگیری دستور زبان، زبان کُردی کُرمانجی

 

برای دانلود کتاب، فرهنگ لغت و دستور زبان کرمانجی اینجا کلیک کنید

 

 

 برای مشاهده ی بخش دوم یادگیری دستور زبان، زبان کُردی کُرمانجی اینجا کلیک کنید

تهیه و تنظیم : دکتر افراسیاب شکفته

 

زبان کوردی بطور کلی یک زبان فنوتیک (صوتی یا آوایی) است، بدین معنی که برای هرصوتی در واقع یک حرف می‌تواند وجود داشته باشد. این خود پربار بودن و غنی‌بودن زبان کوردی را می‌رساند. زبان کوردی آنقدر ثروتمند است که نیازی به گرفتن کلمات از زبانهای دیگر ندارد، حتی زبانهای دیگر از زبان کوردی کلمات را قرض کرده‌اند. الفبای زبان کوردی 31 حرف (tîp) دارد، حروف صدادار یا (tîpên Dengdar) هشت (8) عدد و حروف صامت یا بی‌صدا (tîpên Bêdeng)  بیست و سه (23) عدد می‌باشند.

 

حروف صدادار به دو قسمت تقسیم می‌شوند:

1-حروف با صدای کوتاه که سه حرف u , i , e می‌باشند.
2- حروف با صدای بلند که پنج حرف a , ê , û , î , o می‌باشند.

 

Tîpên dengdar

a e ê i î o u û

Tîpên bêdeng

b c ç d f g h j k l m n p q r s s t v w x y z

 1-چگونگی تلفظ حروف با صدای کوتاه و بلند، و بطور کلی تلفظ حروف الفبای کوردی و همچنین خواندن و نوشتن صحیح کلمات کوردی را با آوردن مثال و نمونه‌هایی در زیر بطور کاملأ  شفاف و روشن ارائه داده‌‌ایم.

حروف الفبای کوردی به دو صورت؛ حروف بزرگ و حروف کوچک (tîpên gir  u  tîpên  hûr) نوشته می‌شوند(معمولأ سرآغاز هر جمله را با حروف بزرگ شروع می‌کنند):


Tîpên gir:

A , B , C , Ç , D , E , Ê , F , G , H , I , Î , J , K , L , M , N , O , P , Q , R , S , Ş , T , U , Û , V , W , X , Y , Z

Tîpên hûr (qiçik):


a , b , c , ç , d , e , ê , f , g , h , i , î , j , k , l , m , n , o , p , q , r , s , ş , t , u , û , v , w , x , y , z

Aa

Bb

Cc

Çç

Dd

Ee

Êê

Ff

Gg

Hh

Ii

Îî

Jj

Kk

Ll

Mm

Nn

Oo

Pp

Qq

Rr

Ss

Şş

Tt

Uu

Ûû

Vv

Ww

Xx

Yy

Zz

 

مثال:

A   a

(آبستن)avis ,(آرد)Ard ,(درخت)dar ,(دریا)derya ,(آسیاب)aş ,(آب)Av ,( آگاهی) agahî

B   b

(برف)berf ,(قورباغه)Beq ,(کباب)kebab ,(قوچ)beran ,(پدر) Bav ,( بار)Bar

C   c

(ستم)Cewr ,(فنجان)fincan ,(جو)ceh ,(دفعه) car ,(آهو) cêran ,(همسایه)cînar

Ç    ç

(چکش)çakûş ,(چشم)çav ,(چهار)çar ,(چه) çi ,(رودخانه، ربودن)çem ,(چوب‌دستی)ço

D   d

(شتر)Deve ,(دندان)diwan ,(دهل)dihol ,(دست)dest ,(دیوانه)dîn ,(دور)dûr ,(چوب)dar

E    e

(شش)şeş ,(زری)Zeri ,(ابر)ewr ,(الاغ)ker ,(عرب)ereb ,(عشق)evîn ,(ذوق و شوق)Zewq

Ê    ê

(مگس)mêş ,(طلا)zêr ,(راه)rê ,(هیزم)êzing ,(دراز)dirêj ,(غروب)êvar ,(درد)êş

F    f

(برف)Berf ,‌(هفت)Heft ,(فیل)fîl ,(پرواز)firîn ,(فرودگاه)firokxane ,(هواپیما)firoke

G   g

(کچل)gurî ,(گندم)genim ,(گوساله)golik ,(توپ)gog ,(گرفتن) girtin ,(گرگ)gor

H   h

(نه)neh ,(استخوان)hestî ,(اسب)hesp ,(شما)hûn ,(دوست)heval ,(حرکت)hereket

I   i

(زمستان)zivistan ,(پلنگ)piling ,(تبر)bivir ,(بز)bizin ,(دل)dil ,(اشک)hêstir ,(عسل)hingif

Π   î

(چشمه)kanî ,(سیر)sîr ,(انگور)tirî ,(امشب)îşev ,(امروز)îro ,(امسال)îsal

J   j

(مژه)bijang ,(مه آلود)mij ,(روزه)roji ,(جوجه تیغی)jûjî ,(زن)jin ,(بالا)jûr ,(پایین)jêr

K   k

(قاشق)kevçî ,(سبز)kesk ,(کبوتر)kevok ,(کدبانو) kêwanî ,(کو)ka ,(نارس)kal

L   l

(سبیل)simbêl ,(خوشه گندم)simbil ,(لک‌لک)leklek ,(شتاب، سرعت)lez ,(دستکش)Lepik

M   m

(کلاه)kum ,(کرم)kurm ,(موش)mişk ,(ماهی)masî ,(مار)mar ,(مرغ)mirîşk

N   n

(انار)nar ,(بند ناف)navik ,(پنیر)penîr ,(نامه)name ,(نان)nan ,(نر)nêr ,(بیمار)nexaş

O   o

(موی بافته)golî ,(قرمز)sor ,(مو)por ,(اردک)Ordek ,(اتاق)otaq ,(اتومبیل)Otomobîl

P   p

(اسب)hesp ,(پاشنه)panî ,(گربه)pişik ,(پیر)pîr ,(زیاد)pir ,(بینی)poz ,(قسمت)par

Q   q

(قفس)qefes ,(قلم)qelem ,(کلاغ)qirik ,(قیر)qîr ,(قدغن)Qedexe ,(قند)qend

R   r

(زخم)birîn ,(نی)bilûr ,(باران)baran ,(روباه)rovî ,(روسیاه)rûreş ,(ریسمان)rist

S   s

(صد)sed ,(سگ)se ,(داس)das ,(ساعت)saet ,(سیب)sêv ,(کفش)sol ,(صفحه نان‌پزی)sêl

Ş   ş

(گل نسترن)şîlan ,(آشتی)aştî ,(شش)şeş ,(شکر)şeker ,(شانه)şeh ,(شیر)şîr ,(شور)şor

T   t

(توت)tût ,(فلوت)filût ,(تخته)texte ,(گیتار)gîtar ,(بهم‌زدن)tewdan ,(تیشه)tevşo

U   u

(کردستان)Kurdistan ,(بی‌شاخ)kul ,(گل)gul ,(قلوه، کلیه)gurçî ,(انگشتر)hengulîsk

Û    û

(بطری)şûşe ,(جغد)tû ,(توت)tût ,(بد)kûtî ,(ماسه‌)qûm ,(توربه)tûr ,(عمیق)kûr ,(شمشیر)şûr

V   v

(سیب)sêv ,(ماه)hîv ,(لب)lêv ,(چوپان)şivan ,(پول)dirav ,( برگشتن)vegerîn ,(باز کردن)vekirin

W   w

(طناب)weris ,(میوه)mêwe ,(کبک)kew ,(مکان، خیمه‌گاه) war ,(وزیر) wezîr

X  x

(خرما)xorme ,(کفش‌دوزک)xalxalok ,(خیار)xiyar ,(خال،نکته)xal ,(خاک)xak ,(توخالی)xalî

Y  y

(پاییز)payîz ,(دنیا)dinya ,(میمون)meymûn ,(کوه)çîya ,(چای)çay ,(یک)yêk ,(یازده)yazde

Z    z

زنگوله)zengil ,(سورنا)zirne ,(زبان)ziman ,(پیاز)pîvaz ,(زرد)zer ,(طلا)zêr ,(نقره )ziv

 

حروف هم‌صدا tîpên Pevdeng

در زبان کوردی کلماتی هستند که در آن دو حرف الفبا با هم ترکیب شده و یک صوت را می‌سازند، بعبارت دیگر این دو حرف را هم‌صدا (Pevdeng) می‌گویند، که در کنار یکدیگر قرار گرفته و با کمک ‌همدیگر صدایی مطلوب جهت تلفظ و بیان کردن آن کلمه را ایجاد می‌کنند.

بعنوان مثال:

W (وو) و X (خ) بعنوان دو حرف در کنار یکدیگر قرار گرفته و با همدیگر آن صدایی  از ” خ ” را که مـطلوب بیان کلمهء xwîn (خون) در کوردی است را درست می‌کنند، و همینطور مثالهای دیگری که ذیلأ بیان شده است.

Pevdeng : >>> xw

(خون) xwîn ,(کج، پایین)xwar ,(سالم)xweş ,(صاحب)xwedî

xwendin(خواندن) ,xwarin(خوردن) ,xwê(نمک) ,xwedi(خدا) ,xwe(خودش), …


نکات و یا قواعد ویژه‌ای از دستور و گرامر زبان کوردی که واقعأ زبان کوردی را بسیار وزین‌تر، غنی‌تر و شیرین‌تر نموده است را در اینجا با هم مرور می‌کنیم.

 

کلمات کوردی اساسأ با حروف  u ,  û , i شروع و یا ختم نمی‌شوند. در اینجا برای روشن شدن مطلب چند مثال را ارائه می‌دهیم.
مثال:

 

حرف i معمولأ در حروف اضافهء  ji ,bi ,li ,di (البته در درسهای آینده حروف اضافه در زبان کوردی را بطور مبسوط بحث خواهیم کرد) و همچنین کلمهء پرسشی çi (چی) در زبان کوردی بیشتر استفاده می‌شود.

 

حرف u معمولأ در کلماتی مثل عدد du (دو)، ضمیر tu (تو)، کلمهء ربطی ku (که ، اگر)، و کلمهء پرسشیku (کجا) در زبان محاوره‌ای بین مردم بیشتر استفاده می‌شود.


?Ew çi ne
(آنها چی هستند؟)

.Reqema du ji yêk girtir e
(رقم دو از یک بزرگتر است.)

?Tu ji Kurdên Xorasanê kesek dinasî
(تو از کوردهای خراسان کسی را می‌شناسی؟)

.Kela ku ew lê rûdine
(روستا یا قلعه‌ای که او در آن ساکن است.)

.Ku tu wî bibînî
(اگر شما او را ببینید.)

?Ew ji ku tê
(او از کجا می‌آید؟)

?Tu li ku yî
(تو در کجا هستی؟)

در زبان کوردی از دیدگاه نوشتاری و املائی؛ معمولأ کلماتی که دارای یک حرف بصورت تکراری (tt,ll,rr…)، و یا دو حرف با صدای نزدیک بهم (“d-t” , “p-b”….) که در کنار یکدیگر قرار بگیرند، نداریم . چونکه اگر این حروف در کنار یکدیگر قرار بگیرند یکی از آنها نوشته نمی‌شود.
مثال:



(جوانتر، کوچکتر) xurtir  <<<  xurt-tir

(بهتر) rintir <<< rind-tir

(پس شام، بعد از شام) paşîv <<< paş-şîv

(رئیس جمهور) serokomar <<<  serok-komar

(غنی‌تر، ثروتمند‌تر) dewlementir<<< dewlemend-tir

(یک سیلابی) yêkîte <<< yêk-kîte

حروف نیم‌صدا Tîpên Nîvdeng

این حروف به حروف سلیس کردن کلمه معروفند. حروف h , w , y که در زبان کوردی حالتی مابین حروف صدادار و حروف صامت را دارند، حروف نیم‌صدا نامیده می‌شوند. این حروف در واقع آن رلی را در کلمه بازی می‌کنند که باصطلاح می‌گویند کلمه را می‌پزد، و یا بعبارت دیگر کلمه را خوش تلفظ و یا خوش بیان (سلیس) می‌کنند.
مثال:

 

الف -   y

Rûê min >>> rûyê min

xwezaî >>> xwezayî

bi vî awaî >>> bi vî awayî

pîê min >>> piyê min

sîa te >>> siya te

…hwd

her weki din <<< hwd (همان کلمهء ” وغیرو ” در فارسی است)

ب – h

Avaî >>> avahî

ronaî >>> ronahî

Hêşênaî) şênaî >>> şênahî

perwerdeî >>> perwerdehî

xwezaî >>> xwezahî

….hwd

ج -  w

Baî >>> bawî

xwesîa te >>> xwesiwa te

‎ cizrawî <<< cizraî

‎ kawî <<<  kaî

…hwd

البته استثنائاتی هم وجود دارد. مثلأ وقتیکه کلمه با حروف صدادار شروع شود و یا اینکه فعل با آهنگ زمان و حالت هماهنگ شود، آنگاه دو حرف صدادار (در کلمه) در کنار هم قرار می‌گیرند و حروف نیم‌صدا مابین دو حرف صدادار قرار نمی‌گیرند بلکه کلمه به حالت و فرمی جدید در می‌آید.
مثال:

bîne <<< (حالت امری) înan (anîn) >>> biîne

êşîn >>> diêşîne >>>dêşîne (têşîne

Avêtin >>> biavêje >>> bavêje

Ajotin >>> biajo >>> bajo

Aqil >>> biaqil >>> baqil

 

 

حرف صامت h معمولأ حروف صداداری مثلî , û , ê … را نرم می‌کند (تلفظ کلمه را نرمتر می‌کند). با آوردن حرف صامت h در واقع کلاه حروف صدادار مذکور می‌افتد (i , u , e )  که این خود سبب تغییر در صوت و تلفظ آنان می‌شود یعنی در واقع تلفظ کلمه را نرم می‌کند. همینطور حرف a تبدیل به eh می‌شود.
مثال:



mih <<< (میش) mî
ruhn <<< (روغن) Rûn

Sî (سایه) >>> sih
Rû (صورت) >>>ruh

Bûtan (حیرت، افترا) >>> Buhtan
Bar (بار، سنگینی)  >>> behr

Tal (تلخ) >>> tehl
Tîn (حرارت، پرتو) >>> tihn

çav (چشم) >>> çehv
Bas (بحث، عنوان) >>> behs

Kanî (چشمه) >>> kehnî
Kar (کار، عمل)  >>>kehr

Panî (پاشنه)  >>> pehnî
Go (گوش)  >>> guh

Bîn (بو)  >>> bihn
Cî (جایگاه)  >>> cih

Fêm (فهم)  >>> fehm
baxçe(باغچه) >>> behxçe

در یک کلمه وقتیکه حرف  î قبل از  y یا  yê قرار بگیرد، کلاه آن می‌افتد و به i تبدیل می‌شود (باصطلاح می‌گویند حرف کوتاه می‌شود که تلفظ حرف نیز فرق کرده و نرم می‌شود). علت این تغییر هم بخاطر این است که تلفظ این حروف بهم نزدیک است و در مواقعی که در کنار هم قرار می‌گیرند ادای تلفظ هر دو آنها با همدیگر مشکل است لذا یکی از آنها را تغییر می‌دهند تا کلمه سلیس و خوش‌بیان شود. البته این قاعده هم در زبان انگلیسی و هم در زبان عربی نیز وجود دارد.

مثال:

diya min <<<  dîya min <<< dîa min

çîa >>> çîya >>> çiya

rûê min >>> rîyê min >>> riyê min

این قاعده در مورد حروف yê / w / û نیز صادق است. بهمین خاطر موقعیکه حرف û قبل از حر ف w در یک کلمه قرار بگیرد، کلاه آن می‌افتد (باصطلاح می‌گویند حرف کوتاه می‌شود که تلفظ حرف و متعاقب آن کلمه نیز نرم می‌شود).

مثال:

Rû >>> riwê min

Xwesû >>> xwesiwa min

çarsû >>> çarsiwa min

Bûn >>> bibiwa (bibûya

Du >>> diwemîn

Parsû >>> parsiwa min


حروف دو صدایی (صدای نرم  و  خشک): Tîpên  du dengî

در زبان کوردی حروف p, k , ç , t می‌توانند دارای دو صدا یا آوا باشند.این دو صدا را که معمولأ یا صدای نرم (deng nerm) و  یا صدای خشک (deng hişk) می‌نامند با حرکت لبها در هنگام تلفظ آن حرف قابل تشخیص است (در واقع یک حرف است با دو صدا، بستگی به چگونگی کاربرد آن در کلمه دارد). در بعضی متون کوردی هنگامیکه تلفظ حرف، صدای خشک را دارد، زیر حرف یک خط می‌کشند( مثل:  K, P, T, Ç )، که این خود تلفظ و خواندن آن کلمه در متن را برای خواننده واضح و بسیار ساده می‌کند.

مثال:

 

 

deng hişk

deng nerm

tîp

پارسال par
‎کهنسال   ‎‎‎pîr
بینی   poz

قسمت   Par
چربی   pî
مو   por

P

پوست   Çerm
چوب دستی   ço
مشتاق غذا، پر ولع   çil

چهار Çar  
برو، دستور رفتن به اسب Ço
چهل   ‎ Çil

Ç

خیس   ter
تو  tu-
تیشه tevşo 

سیر   Têr
هیچکس   tu
تور، شبکه  Tor

T

کر، ناشنوا   ker
کاه   ka
پیر، کهنسال   kal
اگر، کند   ku

خر Ker   
کجاست   Ka
نارس، خربزه   Kal
که   ku

K

لازم است که چگو‌نگی نوشتن حروف دو صدایی و بطور کلی این قاعدهء املایی را در کتابهای آموزشی مدارس و همچنین فرهنگ لغت کوردی رعایت کرد. اما در راستای زبان محاوره‌ای در واقع پیدا کردن حرفی از دیدگاه الفبایی در این ارتباط لزومی پیدا نمی‌کند، چونکه با این قاعده حروف مذکور براحتی در جمله قابل تمییز دادن هستند.

 

گرامر Rêziman

در اینجا بواسطه اینکه در زبان محاوره‌ای در میان کوردها معمولأ ضمایر بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند، لذا در این بخش، مبحث اسم (و ضمایر شخصی) را بررسی می‌کنیم. در فرصتهای آتی مباحث فعل، حروف اضافه، صفت و … را مطرح خواهیم کرد.

ضمیر Cînav

ضمیر کلمه‌ای است که بجای اسم می‌نشیند (اسم کلمه‌ای است که برای نامگذاری موجودات جاندار و بی‌جان استفاده می‌شود). زبان کردی دارای دو گروه ضمیراست:

 

به فارسی

ضمایر کنایه )غیر مستقیم)

ضمایر ساده (مستقیم)

من

Min

Ez

تو

Te

Tu

او(مرد)، آن

Ew

او(زن)، آن

Ew

ما

Me

Em

شما

We

Hûn

آنها

Wan

Ew

 

A) کاربرد ضمایر ساده:

ضمایر ساده در موارد زیر استفاده می‌شوند:

 

الف) بعنوان فاعل (کنندهء کار) در انجام دادن کاری (فعل ) در تمام زمانها بکار می‌روند ( به جز زمانهای گذشتهء افعال متعدی):çûn (رفتن) یک فعل لازم است.  Ez در اینجا ضمیر ساده و کنندهء کار (فاعل) می‌باشد.

 

من دارم به مدرسه می‌روم.

.Ez diçim debistanê

من به مدرسه خواهم رفت.

.Ez ê biçim debistanê

من به مدرسه رفتم.

.Ez çûm debistanê

من به مدرسه رفته‌ام.

.Ez çûme debistanê

من به مدرسه می‌رفتم.

.Ez diçûm debistanê

من به مدرسه رفته بودم.

.Ez çûbûm debistanê

 

ب) بعنوان مفعول درجملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای گذشته) هستند:

dîtin (دیدن) یک فعل لازم است. Ez در اینجا ضمیر ساده و همچنین مفعول جمله می‌باشد.

 

تو من را دیدی.

.Te ez dîtim

تو من را دیده‌ای.

.Te ez dîtime

تو من را می‌دیدی.

.Te ez didîtim

تو من را دیده بودی.

.Te ez dîtibûm

B) کاربرد ضمایر کنایه (غیر مستقیم):

ضمایر کنایه در موارد زیر استفاده می‌شوند:

الف) بعنوان فاعل در جملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای گذشته) هستند:

xwarin (خوردن) فعل لازم است. Min در اینجا ضمیر کنایه و همچنین فاعل جمله می‌باشد.

من یک سیب را خوردم.

.Min sêvek xwar

من یک سیب را خورده‌ام.

.Min sêvek xwariye

من یک سیب را می‌خوردم.

.Min sêvek dixwar

من یک سیب را خورده بودم.

.Min sêvek xwaribû

ب) بعنوان مفعول درجملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای حال و آینده) هستند:

 

تو من را می‌بینی.

.Tu min dibînî

تو من را خواهید دید.

.Tu yê min bibînî

پ) ضمایر کنایه برای یک حرف اضافه، بعنوان مفعول می‌باشند:

مثال :    از -   ji

از من / تو/ او (مرد) / او (زن) / ما / شما / آنها       ji min/te/wî/wê/me/we/wan

 

ت) در حالت ملکی:

دست من / تو / او (مرد) / او (زن) / ما / شما / آنها

destê min/te/wî/wê/me/we/wan

مال من/ تو/ او (مرد) / او (زن)/ ما / شما / آنها

ê min/te/wî/wê/me/we/wan

ضمایر مفعولی Cinavên berkirde

وقتیکه یک ضمیر ساده (مستقیم) بعنوان فاعل استفاده شود، ضمیر کنایه (غیر مستقیم) بعنوان مفعول استفاده می‌شود، و بالعکس.

من تو را می‌بینم (دارم می‌بینم(

Ez te dibînim

تو من را می‌بینی

Tu min dibînî

او (زن/مرد) می‌بیند او (زن/مرد) را

Ew wî/wê dibîne

ما شما را می‌بینیم

Em we dibînin

شما ما را می‌بینید

Hûn me dibînin

آنها می‌بینند آنها را

Ew wan dibînin

من تو را دیدم.

.Min tu dîtî

تو من را دیدی.

.Te ez dîtim

او (مرد) دید او (زن/مرد) را.

.Wî ew dît

او (زن) دید او (زن/مرد) را.

.Wê ew dît

ما شما را دیدیم.

.Me hûn dîtin

شما ما را دیدید.

.We em dîtin

آنها دیدند آنها را.

.Wan ew dîtin

     

ضمایر انعکاسی Cinavên Vegerok

ضمیر انعکاسی کلمهء xwe (خود / صاحب بودن) است که برای تمام اشخاص بکار می‌رود.

 

من خودم را می‌بینم.

.Ez xwe dibînim

تو خودت را می‌بینی.

.Tu xwe dibînî

او (زن/مرد) می‌بیند خودش (زن/ مرد( را.

.Ew xwe dibîne

ما خودمان را می‌بینیم.

.Em xwe dibînin

شما خودتان را می‌بینید.

.Hûn xwe dibînin

آنها خودشان را می‌بینند.

.Ew xwe dibînin

صفات و ضمایر ملکی Rengdêr u Cînavên xwedîtî

ضمایر کنایه معمولأ بعنوان ضمایر و صفتهای ملکی استفاده می‌شوند. دراین موارد همیشه یک پسوند اسم را به ضمیر کنایه مرتبط می‌کند.

 

 

پسوندهای معلوم (معین)

اسمهای مفرد مونث

a –

اسمهای مفرد مذکر

ê –

اسمهای جمع

ên –

کلمهء y در اسمهایی که به یک حرف صدادار ختم می‌شوند، بین حرف صدادار و پسوند اسم قرار می‌گیرد. در واقع کلمهء y در اینجا همانند یک بافر (زینت بخش) عمل کرده و اسم را خوش بیان می‌کند.

 

پسوندهای نامعلوم (نامعین)

اسمهای مفرد مونث

e –

اسمهای مفرد مذکر

î –

اسمهای جمع

e –

پسوند اسم (نسبت داده شده) به همراه ضمیر کنایه، یک ضمیر ملکی را درست می‌کند.

مال من (کتاب(

a min

کتاب من

Kitaba min

مال تو (قاشق)

yê te

قاشق تو

Kevçî te

مال او (اسم)

ê wê

اسم او (مونث)

Navê

مال او (خانه)

a wî

خانه او (مذکر)

Mala

مال ما (شاگردها)

ên me

شاگردان ما

Şagirdên me

مال شما (معلمین)

yên we

معلمین شما

Mamostayên we

مال آنها (سوزن)

ya wan

سوزن آنها

Derzîya wan

کتاب شما از مال من بهتر است.

.kitaba te ji a min rindtir e

قاشق شما از مال من درازتر است.

.Kevçîyê te ji yê min dirêjtir e

کاردهای شما از مال ما سنگین‌ترند.

.Kardên te ji ên me girantir in

 

یک کارد من.

.Kardeke min

یک معلم (مذکر) شما.

.Mamostayekî we

کتابهای آنها.

.Kitabêne wan

 

یک کارد من تیز نیست.

.Kardeke min tûj nîne

من یک معلم شما را دیدم.

.Min Mamostayekî we dît

کتابهای آنها خوبند.

.Kitabêne wan rind in

 


 
 
میلاد امام رضا (ع) مبارک باد
نویسنده : - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

میلاد با سعادت حضرت علی ابن موسی الرضا المرتضی را به همه ی شما بازدید کنندگان محترم تبریک عرض می نمایم.

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی

برای دریافت آهنگ ها و نغمه ها در مدح امام رضا (ع) به اینجا مراجعه نمایید.

 

هم چنین جهت مشاهده ی عکس هایی از حرم مطهر امام رضا (ع) به گالری زیر مراجعه نمایید:

گالری مجاور


 
 
گروه موسیقی هرای (Heray) - بانوان قوچانی
نویسنده : - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

گروه موسیقی بانوان هرای قوچان (خانم ها نیلوفر خسروی - سارا باروح - معصومه بیگی

اعضای گروه موسیقی بانوان هرای (قوچان) با لباس زیبای کرمانجی شمال خراسان

دانلود چند اثر از گروه موسیقی هرای (Heary)

مطالب زیر به نقل از وبلاگ  گروه موسیقی هرای  می باشد:

 گروه موسیقی بانوان هرای (هرای (Heray) به زبان کرمانجی به معنای فریاد می­ باشد که یکی ازمقام ­های کردی دوتار می باشد) رسما از مهرماه ۸۴ در شهرستان قوچان شکل گرفت. قبل از سال ۸۴ هر ساله تحت عنوان گروه سرود دانش آموزی (آ.پ) شهرستان قوچان در مسابقات و جشنواره ­های مرتبط شرکت نموده اما ازسال ۸۴ به صورت حرفه ای آغاز کرده است. این گروه تحت عناوین درنا، بانو قوچانی، آرسکای و هرای درجشنواره­ های بسیاری شرکت نموده و تا­کنون عناوین زیر را کسب نموده است:

برخی از افتخارات گروه هرای

۱.رتبه سوم اجرای گروهی دومین جشنواره کشوری و سراسری ضامن آهو (بخش آزاد) مشهد دی ماه ۸۱

۲.رتبه دوم اجرای گروهی دومین جشنواره سراسری بسیج دانش آموزی

۳.رتبه دوم اجرای گروهی بسیج دانش آموزی نغمه عشق تهران شهریور۸۱

۴.مقام سوم موسیقی سرودچهارمین دوره مسابقات فرهنگی هنری دانشجویان کشورمرداد۸۲مشهد

۵. شش دوره پیاپی رتبه اول بخش موسیقی محلی جشنواره فرهنگی هنری دانش آموزان استان(ازسال ۸۴تاکنون)

۶.رتبه دوم کشوری جشنواره هنری دانش آموزان برگزیده کشورسال تحصیلی۸۸-۸۹

۷.برگزیده بخش محلی ششمین هشتمین ونهمین سرودکشوری رضوی مشهدآبان ۸۷ ۸۸ ومهر۸۹

۸.مهمان افتخاری چهارمین جشنواره بین المللی اقوام ایران زمین -گرگان آذر۸۹

۹.رتبه دوم بخش محلی جشنواره بین المللی بخش آزادکردستان سنندج مهر۸۹

۱۰. رتبه اول بخش موسیقی وسرودنخستین جشنواره کشوری نماز بابل اسفند۸۹

۱۱.رتبه سوم جشنواره سراسری هشتمین خورشدولایت بنیادفرهنگی رضوی اسفند۸۹ مشهد

۱۲.دعوت به جشنواره خلیج فارس  قشم اردیبهشت ۹۰

۱۳.شرکت درجشنواره ترانه های شرق ازبکستان

 

عکس هایی از بانوان هنرمند جوان گروه موسیقی هرای

گروه موسیقی بانوان هرای قوچان

نیلوفرخسروی نوازنده دوتار

گروه موسیقی بانوان هرای قوچان

نسترن ابوالحسن زاده نوازنده دهل خواننده و سرپرست گروه

گروه موسیقی بانوان هرای قوچان

نیلوفر خسروی

گروه موسیقی بانوان هرای قوچان

مهساعلی طلب نوازنده باران وخواننده

گروه موسیقی بانوان هرای قوچان

معصومه بیگی نژاد نوازنده طوفان خواننده 

 گروه موسیقی بانوان هرای قوچان (خانم ها نیلوفر خسروی - سارا باروح - مهسا علی طلب و نسترن ابوالحسن زاده)

سارا باروح نوازنده دایره ودف

 گروه موسیقی هرای - قوچان

 

مژگان خوش اندام  مدرس اواز نوازنده سه  تار و تنظیم اثارگروه

افتخارحضور در کنار استاد کیخسروپورناظری  استاد بهرام ساعدو استاد مجتبی قیطاقی

نیلوفر خسروی

نسترن ابوالحسن زاده سرپرست گروه نوازنده دهل و خواننده

مهساعلی طلب همخوان ونوازنده سازهای پرکاشن

گروه موسیقی بانوان هرای قوچان (خانم ها نیلوفر خسروی - سارا باروح - مهسا علی طلب و نسترن ابوالحسن زاده) 

گروه هرای درچشنواره بین المللی فرهنگ اقوام ایران زمین

گروه موسیقی هرای - قوچان


 
 
ستایش امام رضا (ع) در ترانه های کرمانجی
نویسنده : - ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

چرا در ترانه های کُردی شمال خراسان امام رضا (ع) بیش از هر چهره دینی دیگر ستوده شده است؟

پژوهشی از استاد اسماعیل حسین پور

برگرفته از تارنگار باران ببار

 

پیامبران و امامان در جغرافیای دلهای بی حصار عزیزترین هایند . در بین این مردم و در سروده هایشان ارادت به امام رضا ( ع) بیش از حد است .

در روزگاران دور ، چه بسا مردان و زنانی ، همچون دیگر دلدادگان به امام غریبان ، با پای پیاده راهی مشهد می شده اند ؛ با زلال اشک غبار گونه های آفتاب سوخته و دل دردمندشان را می شسته اند وبه امید سالی دیگر و زیارتی دیگر راهی دیارشان می شده اند ؛ لبخند رضایت بر لب و شادمان و پر امید، گویی حاجیان از حج برگشته ی حج مقبول شده ای هستند که بی تاب دیداری دیگرند تا باز دل از ضریح رضا (ع) عطرآگین کنند.

در این که چرا در ترانه های کردی شمال خراسان امام رضا (ع) بیش از هر چهره دینی دیگر ستوده شده است ؛ علاوه بر واقع شدن کردها در خراسان و زیارت آن حضرت ، غریب بودن امام رضا (ع) و غربت کردهای کوچ داده شده به خراسان در این میان بی تأثیر نیست ، کرد خراسان درد غربت را در «غریب خراسان» بهتر دیده است  کردی که غریبی را دردی می داند و می گوید :

ئه زغه ریوی وی یور دامه

گرفتارئ وی ده ردامه

نه کوشتیمه نه به ردامه

من غریب این دیار و سرزمینم / و گرفتار این درد جانکاه غربتم / و این غربت نه مرا کشته  و نه رهایم ساخته است .

در غربت و غریب نامیده شدن امام رضا(ع) ناخواسته کرد را به سمت امام غریب روانه کرده است. ‌احساس کرده  که هر دو همدردند و در خاطرات دعبل هم می خوانیم که کردها اردتمندان امام رضا(ع) بوده اند و وامروز نیز سخت شیفته آن حضرت هستند.

 

 

کردهای خراسان ازحضرت امام رضا(ع) به عنوان آقای غریب یاد می کنند.درزیر برخی سه خشتی هایی که نامی از حضرت رضا (ع) به میان آمده است اشاره می کنیم.

ئی مام ره زاوه گول ده سته                                          imam reza we gol deste

زه وار ته رین ده سته ده سته                                        zevar terên deste deste

که سی تیدا خوه دی خوه سته                                    kesî tida xwedê xweste

امام رضا (ع) حرمش دارای گل دسته است/ زوار عاشق آن حضرت ، دسته دسته به سمتش در حرکتند / افراد داخل حرم چه قدر سعادتمند و عزیز درگاه خداوندند .

 

وه ره هه رنی سه روی مه رزا                                  were hernê ser vî merza

سوند بخونی ئیمام ره زا                                          sond bêxonê îmam reza

تودامه که وژه وی له فزا                                             to da mekev je vî lefza

بیا با هم تاستیغ این کوه برویم / به امام رضا (ع) سوگند بخوریم که به یکدیگر وفادار بمانیم / تو لحظه ای نام امام رضا (ع) را فراموش مکن و دائماً تکرار کن .

ئی مام ره زا دوده ری یه                                              îmam reza do derîye

قولفی دیری حه یده ری یه                                            qolfê dêrê heyderiye

دل ژه دلی مه بری یه                                                    dil je dilê me birîye

حرم امام رضا (ع) دو در دارد ( این ترانه قدمتی را می رساند که حرم تنها دو در داشته است ) / و قفل در آن حیدری ( نوعی قفل ؟ .. )  است / امام رضا (ع) دلی بر ایمان نگذاشته و با خود برده است .

ئی مام ره زا به روه میلکه                                        îmam reza berve milke

دو نارینجان وردا قیرکه                                           do narêncan vêrda qêr ke

خوه دی میدای مه حاسیل که                               xwedê mêday me hasêl ke

حرم امام رضا (ع) روبروی ملک و سرزمین مان است / تودو نارنج را روانه کن به سمتم      بیایند / ( در همسایگی امام رضا (ع) بیا دعا کنیم ) خداوند آرزویمان را برآورده کند.

ایمام ره زا زینه زینه                                                      îmam reza zîne zîne

زه وار ته ره ن ده ست وه سینه                                 zevar terên dest we sîne

ناوی یاری مین سه کینه                                                navî yare min sekîne

حرم امام رضا پله پله است ( این مصراع هم احتمالاً تاریخی از معماری حرم را می رساند) /

زایران در نهایت ادب و تعظیم به سمت حرم می روند / نام یارم سکینه است .( که او هم همراه زائران است ) .

وه رکه تی یه چیکی پی ویر                                       verketîye çîka pêeêr

شه رقی دایه که لاکی ویر                                     şerqê daye kela gêwêr

توئیما موئه زمجی  ویر                                           to îmamo ez micêwêr

ستاره زیبای پروین از پشت کوه سرزده است / و نور آن به قلعه گبرها تابیده است ( وجود قلعه گبرها می تواند وجود زرتشتیان در مناطق کرد نشین را به نوعی تقویت کند ) / عزیزم تو امام زاده باش و من  خادم و مجاورت می گردم .

 

منبع


 
 
شعر کرمانجی
نویسنده : - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

شعر کرمانجی از شاعر معاصر عطا الله عطایی پیر کوهی


لَمن دوری مِنه هیِو و ستارَه

نکی ماهان و سالانهِ شماره

مگر اَردِم بِمیِنم ؟ اَزگِیامَه

ایسال اَز هاتِمه ،نِیمَه دوبارَه

ازمن مانند ماه و ستاره دوری و این ماهها و سالها را شماره نمی کنی ،نمی دانی من زمین نیستم من علفم و امسال روییده ام و دیگر نمی رویم .« اشاره به مثنوی مولانا : قرنها بگذشت و این قرن نویی است ، ماه آن ماه است و آن آب نیست »


وَرَ دلَبر دِلی مِن بی قرارَه

تَبَرقه جار لیِخسته َ بَهارَه

عَجب غارت بِرَه عَمری مِن و تَه

غََمی دُونیه ،وَرَه غم بی مهارهَ

بیا ای یار که دل من بی قرار است و چکاوک بهار را جا می زند

بیا که غم دنیا عجب عمر من و تورا به غارت برد – بیا که غم دنیا بی پایان است و مهار شدنی نیست .


حوالان کُوهگرَردی پیشه خوامَه

بَه اِی ارده عَجیِنم ریشه خوامَه

کَوِی مَستِم ،هزاران عشق پِنهان

بَه اِی کوه و دیار و بیشَه خوامَه

دوستان ،کوهگردی پیشه من است و به این سرزمین آمیخته ام و در اینجا ریشه دارم – کبک مستم که هزاران عشق پنهان ،به این کوه و سرزمین و جنگل دارم .


نِزانِم پار و پیرارِم کُواچو

جوانی چَو ، هَره ، یارم کُواچو

نِزانِم اَو دلی عاشق ، سَری مَست

اُمیدی صبح و ایوارِم کُواچو

نمی دانم پار سال و پیرار سال من کجا رفت – جوانی اگر رفت – برود ، یار من کجا رفت

نمی دانم آن دل عاشق و سر پرشور و مست من با امیدی که هر بامداد و شامگاه داشتم کجا رفت


دلی مِن ُ خُو و بیداره نِزانه

که زندان صُبح و ایواره نِزانه

کسی که بی دل و دلبَر بِمینهَ

رویی سیس و شَوی تارهِ نِزانهِ

دل من خواب و بیداری را نمی داند – چرا که زندان بامداد و شامگاه را نمی شناسد – کسی که دلی و یاری برایش نمانده باشد .

روز سپید و شام سیاه برایش فرقی نمی کند .

 ----------------------------------------------------

ساوی را...

اسماعیل حسین پور-رئیس شورای شهر شیروان

 

قانات ئشکه ستی مه ئیشه و وه زانی
له وی بی واریا چاو بوونه کانی

هیلین سامه بوویه ئه رمان بوویه خه ون
له ئاسمین سامه ر ا راچاندنه ته ون

فه له کی سا مه له ور گرتی چاوه
مه له توفانی خو ینی بایدا تاوه

دزین لاچین تا ئاسمان فه ک وه خوینو
زه مین بو وی قه فه س داییم وه شینو

ره کوچ وه ندا که ره وار بی سیارون
کوللی فه سلی دلی مه بی به هارون

دزین غیره ت چی یا بی وی ده خو وه ستن
مه رخی وه پی بمن نه که بوه ستن

بمینن ئه وری وه باران دیسا تی
موسافر رو له وان واران دیسا تی

 غه ریوی دوور ژه واران وار ساته
ژه هه رچی که ننی کوردان پار سا ته

له وا قه وسی زه مین گرتی تو باری
وه هه رچی کانی و گول را جیناری

ژه من دووری ژه من دووری ژه من دوور
غه ریو ی دور ژه ور ده ستان هلین ژوور

دوعا که نه رمه بارانه ک بباری
تیری چاو برچی هه ردی کرنه پاری

دل ئی شه وسا ته را هین ته نگه ته نگه
غه ریوی دوور ژه واران وا چی هه نگه

کوللی هستر کوللی داغه وه هه نگا
ژه پاش کی ده ردی تی ئی شه و وا ده نگا

زه مین بوویه هیلا نه ک سا ته راوی
برا به ژنی چی یان وه پیچ وتاوی

تو ئوومد ئه رمانی هه رچی چی یایی
 وه غیره ت لاوی سینگی وی دی یایی

دوتار ئشکه ستی سازی ده نگ ژی مایه
وه گه ر چاوی نه غیره ت سا ته پایه

وه گه ر "ئه للا مه زاری" من تویی تو
وه گه ر کوللی به هاری من تویی تو

 جلیسه


 
 
تاریخچه قوم کرمانج
نویسنده : - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

 تاریخچه قوم کرمانج

چنانکه اغلب دانشمندان و پژوهشگران تاریخ ملل می دانند و به آن اذعان دارند ، " کردها " از جمله اقوام هند و اروپایی اند که از هزاره های قبل از میلاد مسیح در مناطق وسیعی از خاور میانه و بویژه کوهستانهای مرتفع بین النهرین استقرار یافته اند . سفالینه های به دست آمده حاکی از این است که این قوم دست کم از 7 هزار سال پیش دارای تمدنی در خور توجه بوده چنانکه بعضی اقوام مجاور را به طمع دست اندازی و انتفاع از ماحصل تمدن آنان انداخته است . امروزه کردها را در چند شاخه مهم دسته بندی می کنند . در این تقصیم بندی که از نظر تفاوت لهجه صورت گرفته این شاخه ها عبارتند از :

کرمانج ها
سوران ها
لرها
زازاها
هورامان ها

چنانکه می بینید "کرمانج" یکی از این شُعب و در واقع مهمترین زیر مجموعه نژاد و زبان کردی است . "

کرمانج" که به " کرد شمال " نیز معروف است کم و بیش حدود 70% تمام کردهای جهان را که امروزه در بیش از 30 کشور جهان پراکنده اند شامل می شود . با این حال مهمترین سکونتگاههای کرمانج ها عبارتند از : سراسر جنوب و بخش هایی از شرق و مناطق مرکزی ترکیه یا اصطلاحا "کردستان شمالی " ، شمال شرقی سوریه یا اصطلاحا جنوب کوچک" ، شمال عراق یا به اصطلاح "جنوب بزرگ" و بسیاری از کشورهای آسیای میانه و اروپا که بعضا جوامع چند صد هزار نفری کرمانج ها را در خود جا داده اند . اما یکی از مهمترین نقاط کرمانج نشین که به شواهد آمار حدود دو میلیون نفر از این قوم در آن زندگی و متأسفانه به دلیل جدا بودن از دیگر نقاط تجمع کُردها کمتر مورد توجه بوده "شمال خراسان " و شمال شرقی ایران است . ما در این فرصت به منظور جبران گوشه ای از این بی توجهی قصد تأمل و توقف در این بخش از موطن کرمانج ها و طرح و معرفی ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی آن را داریم : به لحاظ زبانی همانند ویژگی های فیزیکی و رفتاری ، کردها در تمام شاخه ها شباهت بسیار دارند اما عمده تفاوت لهجه های آنان این است که به ترتیب از نقاط جنوبی به سمت شمال زبان کردی به طرف ساده تر شدن و خلاصه گویی پیش می رود . کرمانج های خراسان نیز به تبع این تغییر با زبانی ساده تر و اختصار گراتر سخن می گویند و گر چه متأثر از زبان فارسی و عربی دخل و تصرفاتی در آن بعمل آمده ، اما صد البته - برای کرمانج های دیگر نقاط جهان براحتی قابل فهم و مکالمه است . کرمانج های خراسان به لحاظ مذهبی ، تماما شیعه مذهبند و گویا یکی از عمده دلایل کوچ این قوم به خراسان شمالی نیز قرابت مذهبی با دیگر ایرانیان است . مهمترین نقاط اسکان کرمانج ها در خراسان عبارتند از شهرهای : قوچان ، بجنورد ، اسفراین ، شیروان ، مشهد ، چناران ، درگز ، کلات ، آشخانه ، مانه و سملقان ، فاروج ، باجگیران ، و .... اما در مجموع حضور کرمانج ها در روستاها نمود بیشتری دارد تا در شهرها چرا که اغلب آنان به مشاغلی همچون دامداری و کشاورزی مشغولند و بالطبع ناگزیر از زندگی کوچ نشینی و روستانشینی اند . مهمترین ییلاقات عشایر این قوم شامل رشته کوههای گُلیل ، هزار مسجد ، آلاداغ و شاهجهان است . کرمانج های خراسان مردمی گشاده رو و گشاده دست و معروف به راستی و درستی اند . در طی سالهای حضور خود در خراسان ، به نشانه حماسه آفرینی و سربلندی همیشه ، بارها و بارها در مقابل هجوم اقوام آسیای میانه بویژه ترکمانان صف آرایی کرده اند و برای حراست از یار و دیار و دین و سرزمین خویش جان بر کف نهاده اند . امثال سردار اوض ، ججوخان و گل محمد معروف به "خان کلمیشی" از جمله سرداران و جنگاورانی هستند که در نبرد با دشمنان داخلی و خارجی خویش ، تا سر حد مرگ ایستاده اند و اکنون پس از سالها ، در میان اشعار ترانه ها و خاطرات مردم نام خود را جاودانه کرده اند . کرمانج های خراسان مردمی صاحب ذوق و شاعر مسلک اند ، چنانکه کمتر کسی از ایشان را می توان سراغ کرد که دستی در شعر و شاعری و آواز نداشته باشند . هزاران قطعه شعر در قالب های "لو "و "سه خشتی " در میان کرمانجها زمزمه می شود که هیچکدام سراینده مشخصی ندارند و این خود از شکل دادن روح جمعی این قوم به این اشعار حکایت می کند . با این وجود ، در میان کرمانج های خراسان یک نام بزرگ و احترام انگیز به گوش می رسد که وقتی از شعر و آواز حرف می زنیم ناگزیر باید کنارش توقف کنیم و به احترام او کلاه از سر برداریم : جعفر قلی زنگلی : جعفر قلی را هر کرمانجی در خراسان می شناسد . شاید در میان اقوام و ملل به کمتر شاعری می توان برخورد که در این سطح و عمق به ذهن و زبان مردم راه یافته باشد . امروزه ، دیوان جعفر قلی که به همت کلیم الله توحدی - محقق و نویسنده کرد - گردآوری و منتشر شده است در اغلب خانه های کرمانج زبانها یافت می شود . زندگی او که مشهور است در جوانی او را عشقی شور انگیز به بیابانها و کوهستانها کشاند سرشار از رمز و راز و ابهام است . در واقع می توان گفت گر چه بیش از یک و نیم قرن از پایان حیات او نمی گذرد ولی کم و کیف زندگی جعفر قلی همانند معشو قه اش "ملواری " با تلفیقی از قصه پردازی و واقعیت در غبار حدس و گمان فرو رفته است.

 منبع :جیرنده

زنان کرمانج چادر نشین در شمال خراسان ... Kurmanj women in North of Khorasan - IRAN

زنان کرمانج شمال خراسان در حال جمع آوری گیاهان دارویی

جلوه گری لباسهای محلی شمال خراسان


 
 
روستای کرمانج نشین فیروزه ترکمنستان(Firjuza)
نویسنده : - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

روستای سرسبز و آباد «فیروزه» (Pöwrize, Firjuza) که امروز جزو قلمرو کشور« ترکمنستان» می باشد, در گذشته جزو قلمرو ایران بوده و عده ای از کرمانج های سلحشور از تیره جلالی در آن سکنی داشتند و به کار کشاورزی و دامداری زندگی می گذراندند. در زمان حکومت «ناصرالدین شاه» روستای «فیروزه» طبق معاهده ای که در روستای « آخال» بسته شد و به نام «معاهده آخال» نامیده شد به کشور روسیه واگذار گردید.
کردان جلالی از این معاهده ننگین به خشم آمدند و حاضر به ترک دیار آبا و اجدادی خویش نشدند. ابتدا به جهت اعتراض به حاکم قوچان (سردار شجاع الدوله زعفرانلو) مراجعه کرده اما سردار شجاع الدوله گفتند قراردادی است که بین شاه ایران و روسیه بسته شده و از دست ما کاری ساخته نیست شما باید« فیروزه» را ترک کرده و به شهرهای شمالی خراسان بروید و آنجا به شما جهت زندگی زمین و مکان خواهند داد.
کردان« فیروزه» به نزد سردار «سهام الدوله مفخم بجنوردی» آمده و عرض حال نمودند. جوابی شنیدند که حاکم بیان نموده بود اما « سهام الدوله مفخم» گفت چند روز دیگر «ناصرالدین شاه» برای زیارت به مشهد می رود, قرار است چند روزی در بجنورد بماند من ترتیبی خواهم داد تا با شاه ملاقات کرده و اعتراض خود را به حضور شاه برسانید. نمایندگان مردم «فیروزه» واگذاری ملک آبا و اجدادی خود به بیگانگان را به شاه عنوان نمودند, اما شاه گفت معامله ای است که انجام شده و شما باید « فیروزه» را ترک کنید.
مردان با غیرت «فیروزه» تصمیم گرفتند با تعداد اندک و مختصر ساز و برگ نظامی که همراه داشتند با ارتش مسلح «روسیه» پیکار کنند و تا زمانی که زنده هستند از آب و خاک مقدس خود دفاع نمایند. چنین کردند و به فرماندهی سردار شجاع ایرانی, « سردار عیوض خان» که در کنار او « سردار دردی» و « سردار آراز» نیز حضور داشت به مقابله با ارتش تزاری پرداختند تا آخرین قطره خون از تمامیت ارضی خود دفاع نموده و سرانجام همگی در راه دفاع از وطن جان باختند و حماسه ماندگار « سردار عیوض خان» شکل گرفت.
می گویند همسر شجاع « سردار عیوض» به نام « تیفه گل» ( تحفه گل) که پس از کشته شدن مردان «فیروزه» سرپرستی مردم « فیروزه» را بر عهده گرفت, شعر زیبای « سردار عیوض خان» را سرود و «بخشی ها» (نوازنده) با آهنگ زیبایی که بر شعر نهادند نام و یاد این جانبازان میهن را جاودانه کردند.

کتابچه قوچان نوشته ی شجاع الدوله زعفرانلو

قریه فیروزه  آخر زعفرانلو به جانب شمال و مغرب واقع است. یک فرسخ دو فرسخ مسافت دارد تا آخال ، در اطراف قلعه جات پنج من ده من زراعت دیم می نمایند تمام خانوارش تفنگچی پیاده می باشند، مدارشان به خرید وفروش به تراکمه  است که از اتک مال اسباب سرحدی به فیروزه می آورند می فروشند و آنها نیز با تراکمه معامله و داد و ستد می نمایند رودخانه دارد از سرانی که آخر قوشخانه است بر خیزد و خورده خورده زیاده  می شود از میان رودی که دو فرسخ است امتداد دارد، می گذرد به آخال می رود بهره اش عاید به تراکمه است. 150.

مناطق کرمانج (کرد) نشین کشور ترکمنستان

Turkmenistan > Ahal > Pöwrize

Pöwrize, Ahal, Turkmenistan

Map of Pöwrize

Pöwrize is a town in Turkmenistan. It is in the state/region of Ahal. The population is between 1000 and 2000.

Geographical Information for Pöwrize

Place name: Pöwrize

Latitude: 37° 52' 41" N

Longitude: 58° 09' 10" E

Feature description: town

Area/state: Ahal

Population range of place: is between 1000 and 2000

Other alternative names: Firyuza, Firjuza

Country: Turkmenistan

Country ISO code: TM

Location of Pöwrize in The Times Comprehensive Atlas of the World is plate 32 H3

Add a link to the Collins Maps page of Pöwrize

We have provided two ways that you can pass a link of our maps to your friends, or embed a link into your own website. These are a straight text link or an image button link. Just copy and paste the text from the options below.

Pöwrize location map

Source

 

************

 

در زیر عکس هایی از کرمانج نشین فیروزه در ترکمنستان آورده شده است

آهنگ سردار عیوض خان کرمانجی  روستای سرسبز و آباد «فیروزه» که امروز جزو قلمرو کشور« ترکمنستان» می باشد, در گذشته جزو قلمرو ایران بوده و عده ای از کرمانج های سلحشور از تیره جلالی در آن سکنی داشتند و به کار کشاورزی و دامداری زندگی می گذراندند. در زمان حکومت «ناصرالدین شاه» روستای «فیروزه» طبق معاهده ای که در روستای « آخال» بسته شد و به نام «معاهده آخال» نامیده شد به کشور روسیه واگذار گردید. کردان جلالی از این معاهده ننگین به خشم آمدند و حاضر به ترک دیار آبا و اجدادی خویش نشدند. ابتدا به جهت اعتراض به حاکم قوچان (سردار شجاع الدوله زعفرانلو) مراجعه کرده اما سردار شجاع الدوله گفتند قراردادی است که بین شاه ایران و روسیه بسته شده و از دست ما کاری ساخته نیست شما باید« فیروزه» را ترک کرده و به شهرهای شمالی خراسان بروید و آنجا به شما جهت زندگی زمین و مکان خواهند داد. کردان« فیروزه» به نزد سردار «سهام الدوله مفخم بجنوردی» آمده و عرض حال نمودند. جوابی شنیدند که حاکم بیان نموده بود اما « سهام الدوله مفخم» گفت چند روز دیگر «ناصرالدین شاه» برای زیارت به مشهد می رود, قرار است چند روزی در بجنورد بماند من ترتیبی خواهم داد تا با شاه ملاقات کرده و اعتراض خود را به حضور شاه برسانید. نمایندگان مردم «فیروزه» واگذاری ملک آبا و اجدادی خود به بیگانگان را به شاه عنوان نمودند, اما شاه گفت معامله ای است که انجام شده و شما باید « فیروزه» را ترک کنید. مردان با غیرت «فیروزه» تصمیم گرفتند با تعداد اندک و مختصر ساز و برگ نظامی که همراه داشتند با ارتش مسلح «روسیه» پیکار کنند و تا زمانی که زنده هستند از آب و خاک مقدس خود دفاع نمایند. چنین کردند و به فرماندهی سردار شجاع ایرانی, « سردار عیوض خان» که در کنار او « سردار دردی» و « سردار آراز» نیز حضور داشت به مقابله با ارتش تزاری پرداختند تا آخرین قطره خون از تمامیت ارضی خود دفاع نموده و سرانجام همگی در راه دفاع از وطن جان باختند و حماسه ماندگار « سردار عیوض خان» شکل گرفت. می گویند همسر شجاع « سردار عیوض» به نام « تیفه گل» ( تحفه گل) که پس از کشته شدن مردان «فیروزه» سرپرستی مردم « فیروزه» را بر عهده گرفت, شعر زیبای « سردار عیوض خان» را سرود و «بخشی ها» (نوازنده) با آهنگ زیبایی که بر شعر نهادند نام و یاد این جانبازان میهن را جاودانه کردند.

 

 ---------------

فیروزه روستایی کرمانج نشین در ترکمنستان

-----

فیروزه روستایی کرمانج نشین در ترکمنستان

-----

فیروزه روستایی کرمانج نشین در ترکمنستان ... Firoozeh (Firjuza turkministan) Kurmanj people

-----

فیروزه روستایی کرمانج نشین در ترکمنستان ... Firoozeh (Firjuza turkministan) Kurmanj people

-----

فیروزه روستایی کرمانج نشین در ترکمنستان ... Firoozeh (Firjuza turkministan) Kurmanj people

 

فیروزه روستایی کرمانج نشین در ترکمنستان ... Firoozeh (Firjuza turkministan) Kurmanj people

 

فیروزه روستایی کرمانج نشین در ترکمنستان ... Firoozeh (Firjuza turkministan) Kurmanj people

 

فیروزه روستایی کرمانج نشین در ترکمنستان ... Firoozeh (Firjuza turkministan) Kurmanj people

 

Mal ava .... Berat Qevî-endam

همانطور که می دانیم مناطقی کرمانج نشین در ترکمنستان وجود دارد که در زمان ناصرالدین شاه قاجار و طی قرار داد ننگین آخال از ایران جدا گردید. از جمله ی این مناطق منطقه کرمانج نشین فیروزه در ترکمنستان است که اهالی آن از ایل کرمانج جلالی می باشند. متاسفانه اطلاعات اندکی از مردم کرمانج این منطقه در دست است. این صفحه در واقع فراخوانی است برای معرفی کرمانج های ترکمنستان.

لذا از کلیه مطلعین و دوستان محترمی که اطلاعات، مطلب، تاریخچه، عکس و هرگونه اطلاعات دیگری راجع به نواحی کرمانج نشین ترکمنستان و هم چنین مردم آن دیار دارند می توانند با گذاشتن نظر در زیر همین صفحه ، ارسال آن به آدرس ایمیل درج شده و یا ارسال از طریق فرم تماس با مدیریت سایت (کلیک کنید) در معرفی کرمانج های ترکمنستان و پربارتر شدن این صفحه یاری نمایند. (مطالب رسیده از قول شما در این صفحه درج خواهد گردید)

Dear viewers:

We know that a part of kurmanj people in north of khorasan (from Jalali kurmanj tribe that belong to biggest Kurmanj tribe: Zaferanlo) has been separated from other kurmanjs in the time of Qajar goverment by disgraceful agreement:Akhal.

These kurmanj people now are living in Turkmenistan country in Firjuza city and we have very low information about them.

If you are a Kurmanj from these peoples or you have information, photos and any thing about these Kurmanj people (their life, their cities and villages, their history, and ,...) you can send it to this gmail:  info@ellahmezar.ir and participate in introduction of Kurmanjs in Turkmenistan

The recived information will poblish by your name.

 

  • پیمان آخال

  • تانیا تجلی: پیمان آخال یا (آخال-تکه) معاهده‌ای میان روسیه و ایران است که در ۲۱ سپتامبر ۱۸۸۱ میلادی و مطابق با30 شهریور ۱۲۶۰ خورشیدی برای تعیین مرزهای دو کشور در مناطق ترکمن‌نشین شرق دریای خزر بسته شد. انعقاد این پیمان در شرایطی صورت گرفت که نیروهای روس که تا سال ۱۸۶۳ اطراف آرال، سمرقند و تاشکند را تصرف کرده بودند، در سال ۱۸۶۸ خان‌نشین بخارا را شکست قطعی داده و حاکمیت خود را بر بخارا و سمرقند نیز تثبیت کردند و در سال‌های ۱۸۷۳ تا ۱۸۸۱ به فرماندهی میخاییل اسکوبلف، ایوان لازارف و کنستانتین کافمن علاوه بر اشغال خوارزم که در کنترل خان‌نشین خیوه قرار داشت، ایلات ترکمن را نیز شکست داده بودند و سرزمین ترکمن‌های تَکه را با نام «سرزمین ماورای خزر» به خاک خود منضم کردند.
    ناصرالدین‌شاه برای عقد این قرارداد وزیر خارجه‌اش موتمن‌الملک را به دیدار ایوان زینوویف فرستاد تا پیمانی را در تهران امضا کنند. با این پیمان، ناصرالدین‌شاه که هیچ‌گاه نتوانسته بود ترکمن‌ها را شکست دهد، حکومت روسیه را بر این مناطق به رسمیت شناخت و ایران و روسیه برای نخستین‌بار در ناحیه شرق دریای خزر با یکدیگر همسایه شدند. پیمان آخال تاثیر دوگانه‌ای بر ایران داشت. از یک‌سو ایران تا حدی از یورش‌های ترکمن‌ها رهایی می‌یافت؛ اما این امر به بهای‌گران از دست‌رفتن سرزمین‌هایی به دست آمد که ناصرالدین‌شاه ادعای سلطنت بر آنها را داشت. همچنین خط مرزی کاملا به نفع روس‌ها طراحی شده بود. علاوه بر این، دولت ایران تعهد کرده بود که اجازه ندهد در امتداد رودهایی که وارد خاک روسیه می‌شود، روستای جدید ساخته شود یا اراضی زراعی آن مناطق گسترش یابد یا برای زمین‌های در حال کشت بیش از حد آب مصرف شود.
    در برخی از فصول این پیمان آمده است:
    فصل اول- در طرف شرق بحر خزر سرحد بین ممالک ایران و روس از قرار تفصیل ذیل خواهد بود: از خلیج حسینقلی الی چات سرحد بین‌الدولتین بحری رود اترک است، از چات خط سرحدی در سمت شمال شرقی قلل سلسله کوه‌های سنگوداغ و ساکریم را متابعت کرده و بعد در سمت شمال به طرف رود چندر متوجه شده و در چقان قلعه به بستر رود مزبور می‌رسد. از اینجا در سمت شمال به قلل کوه‌هایی که فاصل دره چندر و دره سومبار است، متوجه شده و در سمت مشرق قلل کوه‌های مزبور را متابعت کرده و بعد به طرف بستر رودخانه سومبار و در ملتقای رود مزبور با نهر آخ آقایان فرود می‌آید. از این نقطه اخیر به طرف شرق بستر رود سومبار خط سرخه محسوب می‌شود الی خرابه‌های مسجد دادیانه و از مسجد دادیانه الی قلل کوپت داغ سرحدی راهی است که به درون ممتد است. پس از آن خط سرحدی در امتداد قلل مزبور، به سوی جنوب شرق حرکت می‌کند ولی نرسیده به انتهای تنگه گرماب به طرف جنوب برگشته و راهی سرکوه‌هایی که فاصل دره سومبار و سرچشمه گرماب گذشته و بعد متوجه به سوی جنوب شرقی شده. از قلل کوه‌های میزنو و چوب بست عبور و راهی را که از گرماب به رباط می‌رود در محلی ملاقات می‌کند که در یک ورستی شمال رباط است. چون به این محل رسید، خط سرحدی از قلل کوه‌ها الی قلل کوه دالانچه کشیده شده. پس از آن از شمال قلعه خیرآباد گذشته و در سمت شمال شرقی الی حدود گوگ قتبال ممتد شده و از حدود گوگ قتبال به دربند رود فیروزه تقاطع می‌کند و از اینجا در سمت جنوب شرقی متوجه به قلل کوه‌هایی می‌شود که از طرف جنوب وصل به دره است که راه عشق‌آباد و فیروزه از آن عبور می‌کند و پس از آنکه قلل کوه‌های مزبور را الی اقصی نقطه شرقی متابعت نمود، خط سرحدی به شمالی‌ترین قله کوه اسلم گذشته و در سمت جنوب شرقی قلل این کوه‌ها را طی کرده و بعد شمال قریه کلته چنار را دور زده و به محل اتصال کوه‌های زیرکوه و قزل‌داغ می‌رسد از اینجا خط سرحد در سمت جنوب شرقی از قلل سلسله زیرکوه کشیده می‌شود تا اینکه به دره رود بابا درومز برسد. بعد از وصول به این محل، به طرف شمال حرکت و در راهی که از گاورس الی لطف‌آباد ممتد است به جلگه می‌رسد. به طوری که قلعه بابا درومز در شرق این خط واقع می‌شود.
    فصل دوم – چون فصل اول این قرارداد نقاط عمده خط سرحد بین متصرفات ایران و روس معین شده است، طرفین معاهدتین کمیسر‌های مخصوص مامور خواهند نمود که خط سرحد را در محل و به طور صحیح ترسیم کرده و علامات را نصب نمایند. زمان و محل ملاقات کمیسر‌های مزبور را طرفین معاهدتین بالاتفاق معین خواهند کرد.
    فصل سوم- چون قلعه‌جات گرماب و قلقلاب واقعه در دره رودی که آبش اراضی ماوراءالخزر را مشروب می‌کند در شمال خطی واقع است که به موجب فصل اول سرحد بین متصرفات طرفین است، دولت ایران متعهد می‌شود که قلاع مزبور را ظرف یک سال از تاریخ مبادله این قرارنامه تخلیه کند. ولی دولت علیه حق خواهد داشت که در ظرف مدت مزبوره سکنه گرماب و قلقلاب را به مملکت خود مهاجرت دهد. از طرف دیگر دولت روس متقبل می‌شود که در نقاط مزبوره استحکامات بنا نکرده و خانواده ترکمن در آنجا سکنی ندهد.
    فصل چهارم – و چون منبع رود فیروزه و منابع بعضی‌رودها و انهاری که ایالت ماوراء خزر متصله سرحد ایران را مشروب می‌کند در خاک ایران واقع شده است، دولت علیه متعهد می‌شود که به هیچ‌وجه نگذارد از منبع الی خروج از خاک ایران در امتداد رودها و انهار مزبوره قراء جدیدی تاسیس شده و به اراضی که بالفعل زراعت می‌شود توسعه داده شود و نیز برای اراضی که فعلا در خاک ایران مزروع است بیش از آن مقداری که لازم است نگذارد آب استعمال کنند.

 
 
ایل عمارلو از ایلات کرمانج
نویسنده : - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

عمارلو یعنی چه ؟

 عمارلو، ایل کرمانجی است که بخشی از ایل بزرگ زعفرانلو شناخته می شوند ( احتمالا یکی از نشیمنگاه‌های ایل زعفرانی، دیر زعفران بوده است ) و به دعوت شاه عباس بزرگ صفوی از مناطق کرمانج زبان به ورامین آمدند؛ اما پس از دو سال برای آرام کردن خراسان و بیرون راندن مهاجمان ازبک داوطلبانه رو به سوی خراسان نهادند.

بعدها در زمان نادر شاه افشار برای دفاع از ایران در برابر قوای روسیه تزاری حاضر شدند تا به کرانه‌ها کوهستانی سفیدرود بیایند

عمارلو نام یکی از ایل های کرمانج که مرکز ایشان دشت ماروس Maarus یا ماروسک Maaruzsk در شهرستان نیشابور می‌باشد. بنا به کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان نوشته کلیم الله توحدی ایشان را شاه عباس صفوی به اینجا آورده و در زمان نادر شاه افشار گروهی ازایشان را به فرماندهی ولی خان عمارلو به استان گیلان منطقه خورگام Xorgaam کوچانده‌اند تا از ایران در برابر قوای روس دفاع کنند. فرزندان ولی خان عمارلو امروزه خوانین جیرنده می‌باشند و دو خانواده زند Zand و مهرابی Mehraabi را تشکیل می‌دهند.

نام عمارلو:

عمارلو AAmmaarlu یا به بیانی آمارلو AAmaarlu نام ایلی از ایلات معتبر کرمانج است که زمان نادر شاه افشار از دشت ماروشMarus یا ماروسکMaruzsk شهرستان نیشابور در استان خراسان به استان گیلان شهرستان رودبار آورده شدند تا در برابر قوای روس مدافع خاک ایران باشند. عده‌ای نیز بر این باورند که ایشان از اقوام آماردAamaard هستند که زمانی تمدن مارلیک را در کرانه سپیدرود بنیان نهادند. نام قدیمی عمارلو خورگام بوده است. بعد از صفویه، نادر شاه نیز به انتقال بعضی از ایل و طایفه‌ها فرمان داد. چنانکه طایفة (عمارلو) را که از جملة طوایف کرد شمال خراسان بود به منطقه‌ای از کوهستانهای (گیلان ) کوچانید که در سمت غربی کوههای (الموت) واقع است. و این منطقه اینک به نام همین طایفه نامیده می‌شود، زیرا که بیشتر مردمانش از طایفة (عمارلو )هستند. و گویشی را که هنوز به آن سخن می‌گویند(کردی ) یا (کرمانجی – Kermanji می‌نامند.

کرمانجی (به کردی: Kurmancî) که به آن کرمانجی شمالی هم گفته می‌شود یکی از گویش‌های اصلی کردی است. برخی منابع از گویش سورانی با نام «کرمانجی جنوبی» یاد می‌کنند.

کرمانجی سرشتی قدیمی‌تر و اصلی‌تر را نسبت به دیگر گویش‌های کردی حفظ کرده چرا که دیگر گویش‌های کردی به خاطر نفوذ دراز مدت فارسی و گورانی و شاید جذب یک زیرلایه مشخص ایرانی، دستخوش دگرگونی‌های چشمگیر شده‌اند.

فهم زبان گویشوران کرمانجی و سورانی برای یک‌دیگر در ابتدا کمی مشکل است اما پس از مدت کوتاهی به راحتی قادر به برقراری ارتباط با هم خواهند بود

کرمانجی در سرتاسر کردستان ترکیه و کردستان سوریه، بخشی از کردستان عراق، استان آذربایجان غربی در شهرستان‌های ارومیه، سلماس، خوی، ماکو، چالدران تکلم می‌شود. همچنین در شمال شرق ایران و در استان‌های خراسان شمالی و خراسان رضوی گویش غالب در شهرستان‌های بجنورد، اسفراین، قوچان، شیروان، کلات نادری و "مانه و سملقان"، کرمانجی است.[۳] کرمانجی در شهرستان‌های درگز، چناران و فاروج با در اختیار داشتن درصدی بالا، زبان دوم است.[۴] با توجه به مهاجرت‌های گستره از سایر شهرهای کرد زبان شمال خراسان به مشهد شمار کرمانج‌های ساکن در مشهد قابل توجه است [۵]. در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش میباشد که عمده ساکنان بخش خورگام که شامل روستاهای بره سر چها محل جلالده وبیش از یکصد پارچه ابادی و روستا به زبان کرماجی صحبت میکنندپیرکوه و کرماک و دوسالدیه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل و نیز در قسمت‌های کردنشین ارمنستان و قزاقستان و استان‌های کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجان به کردی کرمانجی تکلم می‌شود. بیشتر کردهای ساکن اروپا به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند. کرمانجی با آنکه از لهجه‌های مختلفی تشکیل شده‌است ولی لهجه مرجع و کتابی (معیار) آن به لهجه جزیری در کردستان ترکیه شبیه‌است که از زمان‌های دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی تیران، ماموستا جیگر خوین و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کرده‌اند.

شرانی، شاقی {شکاکی}، موصولانلو، زاخورانی و صربیانی و شاهیندژ و بعضی از روستاهای شهرستان هشترود و ماه نشان در آذربایجان شرقی به این گویش سخن می‌گویند.این فقط گوشه‌ای از مناطقی بود که در آن کرمانجی مرسوم است ** در مناطق دیگری مثل منطقه اوریاد درحوالی میانه و در روستاهای هشترود و شهرستان پری در آذربایجان شرقی نیز تا چند سال پیش مردم آنجا پوشش کرمانجی داشتند و به این گویش سخن می‌گفتند که به تدریج و به علل خاص زبان خود را کنار گذاشته و ترکی صحبت کردند گرچه هنوز زبان کرمانجی در پیرمردان و پیرزنان آن نواحی استفاده می‌شود.* در خراسان بزرگ نیز کرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد اتصال می‏‏دهد و به مرز ترکمنستان محدود می‌شود، تکلم می‌شود. ساکنین برخی روستاهای ترکمنستان که هم مرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این زبان تکلم می‌کنند.

در اطراف شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیر انلو، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجی آباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفور آباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق و دلیلر [۶]

بیش از دو سوم از کردزبانان جهان به گویش کرمانجی تکلم می‌کنند.

نشیمن گاه

این قوم در شمال خاوری شاهین دژ و روستاهای اطراف می نشینند. اما در زمان سلجوقیان تنها در ترکیه و عراق بسر می‌برده اند و گفته می‌شود که نام چمشگزک داشته اند. برخی از این قوم در زمان صفویه به آذربایجان و سپس خراسان کوچ داده شدند.

خراسان

در نیشابور، قوچان، درگز، و مشهد ساکن هستند.

آذربایجان

در شهرستانهای آذربایجان غربی و در حدود هزار خانوار در شاهین دژ در روستاهای الی بالتا، کران قزل قیه علیا، سفلی، وسطی، اوزن، قره تپه به سر می‌برند.

تیره موصولانلو که به زبان و لهجه خاص خود تکلم دارند و در روستاهای قلعه قورینه، قره زاغ، اوتاقلو و خانقلو و … پراکنده شدند. این تیره از عراق به آذربایجان و منطقه شاهین دژ مهاجرت نموده اند.

ترکیه

گفته می‌شود که هنوز در شهرستان چمشگزک و یا نواحی مرزی میان ترکیه، سوریه و عراق و پیرامون زندگی می کنند. دیر زعفران در استان ماردین یکی از این نواحی می تواند به شمار رود.

عراق

گویند که در زمان اتحاد کردستان عثمانی که کردستان عراق و ترکیه را در بر می گرفته است، گروهی از ایشان را از زاخو عراق به ایران کوچ داده اند؛ که شاید موصولانلو‌ها از ایشان باشند.

اتیمولوژی نام

گفته می‌شود که در زمان سلجوقیان در ترکیه و عراق بسر می‌برند و با نام چمشگزک شناخته می‌شده اند. احتمالا به دلیل سکونت در ناحیه دیرزعفران در جنوب ترکیه و شمال سوریه (حدود ماردین و قامشلی ) این نام را از (ظفرانلو) گرفته باشند که پیروزمند معنی می دهد.

گویش

گویش کرمانجی آنها با ظفرانلو های کوچانده به خاور از جمله خراستان شمالی تفاوتی ندارد. افراد این قوم علاوه بر گویش کرمانجی به زبان تُرکی هم تسلط دارند.

باور

دارای مذهب شیعه و دوازده امامی اند که در ترکیه علوی خوانده می شوند.

 جای پرستشگاه دیر زعفران در ترکیه

دیر زعفران پرستشگاه ارجمندی است برای ارتدکس‌های آسوری. در نزدیکی شهر ماردین ترکیه و در منطقه تور عابدین جای گرفته‌است.

نام گزاری

نام آن برگرفته از رنگ گرم سنگ‌هایش می‌باشد که همانند زعفران است. اما، روحانیان نام آن را با ارج به حانانیا (یونانی : آنانیاس) تغییر داده اند؛ کسی که در ۷۹۳ این پرستشگاه را بازسازی کرد.

نام در زبان‌های گوناگون

  • انگلیسی: Saffron Monastery
  • ترکی: Deyrülzafaran
  • عربی: دیر الزعفران‎
  • سریاک: ܕܝܪܐ ܕܟܘܪܟܡܐ دیر مار حانانیا

پیشینه

در ۴۹۳ زایانی به دست خورشید پرستان بنیان نهاده شد. سپس رومیان آن را کلات خویش ساختند. جایگاه پدر روحانی کلیسای ارتدکس آسوری از ۱۱۶۰ تا ۱۹۳۲ در دیر زعفران بود و سپس به حمص جابجا شد.

گستره

دارای ۳۶۵ اتاق است برای روزهای سال.

منبع : چلکاسر


 
 
چند ضرب المثل کرمانجی
نویسنده : - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

ضرب المثل های کرمانجی

ژَ اَسبِِ خَلکِ گَرِ زو داکَوی
از اسب دیگران باید زود پیاده شد .

ژِن که بَلانَه ، تو مال بِ بَلا نَوَ
زن که بلاست اما هیچ خانه ای بی بلا باشد .

با خَدِ خِزان بِدَ گُرِّ وَ
بگذار خداوند فرزند بدهد کچل باشد .

با دار هَوَ بَلک و باش بِرِژَ
بگذار درخت باشد برگ و سر شاخه اش بریزد .

تا نان جِه نَه خوی ، قَدرِ نان گَنِم نِزانی
تا نان جو نخوری ارزش نان گندم را نمی دانی .

دَوَّ گِرَ ، بار ِوی ژِ گِرَ
شتر بزرگ است بارش هم بیشتر است .

دینُ بِرَو که جایل هات
دیوانه فرار کن که جوان آمد .

 

اگه دزی نکری چرا خور خوری تری .

اگه دزد نیستی چرا خم شدی راه میری؟

 

 جلیسه

 

 

از کتاب پند کرمانجی / آقای احمد عضدی
ژَ اَسبِِ خَلکِ گَرِ زو داکَوی
از اسب دیگران باید زود پیاده شد .

ژَ اِش طِم ، اَو دَوِ نُوَ ناوَ
من از آسیاب می آیم ، او می گوید نوبت نیست .

ژِن که بَلانَه ، تو مال بِ بَلا نَوَ
زن که بلاست اما هیچ خانه ای بی بلا باشد .

 

کر ، مَگر ژَ زِرُّوَ گَرِ وَ زِکِ خَه دا لِه خی
چاقو مگر از طلا بود باید به شکم خود بزنی .

بِطِرس ژَ آرِ بِ تُتُون
از آتش بی دود بترس .

بَق وَآوِِّ چاق ناوَ
قورباغه با آب چاق نمی شود .

با خَدِ خِزان بِدَ گُرِّ وَ
بگذار خداوند فرزند بدهد کچل باشد .

با دار هَوَ بَلک و باش بِرِژَ
بگذار درخت باشد برگ و سر شاخه اش بریزد .

تا نان جِه نَه خوی ، قَدرِ نان گَنِم نِزانی
تا نان جو نخوری ارزش نان گندم را نمی دانی .

پیواز آوِّرویِ مالانَه ، یه خانیان دالانَه
پیاز آبروی خانه هاست ، مال خانه هم ایوان اوست .

دَوَّ گِرَ ، بار ِوی ژِ گِرَ
شتر بزرگ است بارش هم بیشتر است .

دینُ بِرَو که جایل هات
دیوانه فرار کن که جوان آمد .

 

منبع

 

واژگان گویش محلی(کرمانجی) در خورشیدگام سبز

خورگام منطقه ای در رودبار استان گیلان است که بخشی از جمعیت این منطقه را مردم کرمانج زبان تشکیل می دهند. در زیر تعدادی از واژگان کرمانجی معمول در بین این هموطنانمان ذکر شده است

 

 

کرمانجی                لاتین              فارسی

----------------------------------------------

داوت                      davit               عروسی

باو                          bav                 پدر

داک                        dak               مادر

لاو                        lov                  پسر

کُچی                   kachey             دختر

خوزان                    khozan               بچه

مال                      mal                   خانه

چیا                       chia                 ییلاق

سول                    sol                  کفش

کراس                    karas                لباس

گورهُ                      gorah               جوراب

دُرپه                        darpa             شلوار

دومان                     doman              مِه

رو                          ro                    روز

سبین                     sebin               فردا

دوهو                      doho               دیروز

ای رو                      eiro                امروز

سور                       sor                 قرمز

سیس                     sis                 سفید

رش                        rash                سیاه

هیشین                  heshin               سبز

آو                           av                    آب

چلاو                        chalav              پلو

سوت                     esot                 فلفل

خوی                      khoy                 نمک

هِگ                       heg               تخم مرغ

مریشک                  merishk             مرغ

دیک                         dik                خروس

بز                        baz                 گوسفند

بِزن                         bezen               بز

مانگه                       mangah           گاو

کری                           kari               خر

از                            az                   من

هون                           hon              شما

او                                av                او

ام                            am                   ما

وان                          van                آنها

 

خورشید گام سبز


 
 
درباره ی زبان (گویش) کرمانجی Kurmancî
نویسنده : - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

کرمانجی  Kurmancî

کرمانجی (به کوردی :  Kurmancî) که به آن کرمانجی شمالی هم گفته می‌شود یکی از گویش‌های اصلی کوردی است. برخی منابع از گویش سورانی با نام «کرمانجی جنوبی» یاد می‌کنند.کرمانجی سرشتی قدیمی‌تر و اصلی‌تر را نسبت به دیگر گویش‌های کوردی حفظ کرده چرا که دیگر گویش‌های کوردی به خاطر نفوذ دراز مدت فارسی و گورانی و شاید جذب یک زیرلایه مشخص ایرانی، دستخوش دگرگونی‌های چشمگیر شده‌اند.
فهم زبان گویشوران کرمانجی و سورانی برای یک‌دیگر در ابتدا کمی مشکل است اما پس از مدت کوتاهی به راحتی قادر به برقراری ارتباط با هم خواهند بود.

گستره
کرمانجی در سرتاسر کردستان ترکیه و کردستان سوریه، بخشی از کردستان عراق، استان آذربایجان غربی در شهرستان‌های ارومیه، سلماس، خوی، ماکو، چالدران تکلم می‌شود. همچنین در شمال شرق ایران و در استان‌های خراسان شمالی و خراسان رضوی گویش غالب در شهرستان‌های بجنورد، اسفراین، قوچان، شیروان، کلات نادری و “مانه و سملقان”، کرمانجی است. کرمانجی در شهرستان‌های درگز، چناران و فاروج با در اختیار داشتن درصدی بالا، زبان دوم است. با توجه به مهاجرت‌های گستره از سایر شهرهای کورد زبان شمال خراسان به مشهد شمار کرمانج‌های ساکن در مشهد قابل توجه است. در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش میباشد که عمده ساکنان بخش خورگام که شامل روستاهای بره سر چها محل جلالده و بیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به زبان کورماجی صحبت میکنند پیرکوه و کرماک و دوسالدیه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل و نیز در قسمت‌های کوردنشین ارمنستان و قزاقستان و استان‌های کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجان به کوردی کرمانجی تکلم می‌شود. بیشتر کوردهای ساکن اروپا به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند. کرمانجی با آنکه از لهجه‌های مختلفی تشکیل شده ‌است ولی لهجه مرجع و کتابی (معیار) آن به لهجه جزیری در کردستان ترکیه شبیه ‌است که از زمان‌های دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی تیران، ماموستا جیگر خوین و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کرده‌اند.

شرانی، شاقی {شکاکی}، موصولانلو، زاخورانی و صربیانی و شاهیندژ و بعضی از روستاهای شهرستان هشترود و ماه نشان در آذربایجان شرقی به این گویش سخن می‌گویند. این فقط گوشه‌ای از مناطقی بود که در آن کرمانجی مرسوم است. در مناطق دیگری مثل منطقه اوریاد در حوالی میانه و در روستاهای هشترود و شهرستان پری در آذربایجان شرقی نیز تا چند سال پیش مردم آنجا پوشش کرمانجی داشتند و به این گویش سخن می‌گفتند که به تدریج و به علل خاص زبان خود را کنار گذاشته و ترکی صحبت کردند گرچه هنوز زبان کرمانجی در پیرمردان و پیرزنان آن نواحی استفاده می‌شود. در خراسان بزرگ نیز کرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد اتصال می‏‏دهد و به مرز ترکمنستان محدود می‌شود، تکلم می‌شود. ساکنین برخی روستاهای ترکمنستان که هم مرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این زبان تکلم می‌کنند.

در اطراف شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیرانلو، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجی آباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفور آباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق و دلیلر

بیش از دو سوم از کوردزبانان جهان به گویش کرمانجی تکلم می‌کنند.

الفبا و نوشتار
برای نوشتن کرمانجی در ترکیه و سوریه از حروف لاتین، در کردستان عراق و ایران از خط عربی و در قسمت کردنشین ارمنستان از خط سیریلیک استفاده می‌شود. در استان‌های خراسان رضوی، خراسان شمالی و آذربایجان غربی به عنوان مهمترین استان‌های کرمانج‌نشین در ایران، کاربرد حروف لاتین در حال گسترش است.
الفبای کوردی از 31 حرف تشکیل می‌شود:
A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z                     

 منبع: کوات


 
 
عکس هایی از جشن تکمران - اردیبهشت 1390
نویسنده : - ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

 تکمران (Tekmeran)

 تکمران نام دهستانی در 30 کیلومتری شیروان است و از 14 روستای اصلی تشکیل شده است. روستاهای  سرخ زو، ظفر آباد (سردار آباد)، قوری دربند، توپکانلو، توکور، علیخان قلعه، حسین آباد معین (کلاته جعفری)، قولانلو سفلی، قولانلو علیا، بیک، یانبلاغ، چوکانلو، برج ذوالفقار، برزو، خدر، قوردانلو و گوگلی (کوکلی) در این دهستان واقع شده اند. تکمران از قدیم الایام در مسیر کوچ عشایر قرار داشته و در سه خشتی های کردی خراسان بارها نام تکمران به میان آمده است و بخشی از هویت و تاریخ این مردم در این خطه شکل گرفته است.

در بیست و سوم اردیبهشت ماه 1390 جشن زیبای ختنه سوران حمیدرضا حسین پور فرزند حاج محمد حسین پور در دشتی زیبا و سرسبز با حضور تعداد زیادی از هنرمندان کرمانج شمال خراسان برگزار شد.

برای دانلو آهنگ ها به اینجا مراجعه نمایید.

در زیر عکس هایی از این مراسم تقدیم می گردد.

 عکس هایی از آداب و رسوم و عروسی کردهای شمال خراسان (کرمانج ها)

در زیر چند عکس آپلودشده است ... به مرور عکس های بیشتر آپلود خواهد شد

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

رقص زنان کرمانج - تکمران - بهار 90

تکمران

جشن ختنه سوران-تکمران

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 این عکسها توسط آقای لقمان رحیمی گرفته شده اند که در اینجا از ایشان که لطف کردند و این عکس ها را برایم ارسال نمودند تشکر و قدر دانی می کنم.

استفاده از عکس ها فقط با ذکر نام عکاس (لقمان رحیمی) مجاز است.


 
 
جشن بابلند - روستای قزلقان - موسیقی کرمانجی
نویسنده : - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

برای دانلود روی آهنگ ها کلیک کنید:

 

بابلند-قزلقان................................................................... Babilind - qizilqan 

صدای علیرضا اسلامی....................................................Xicaî eliriza islamî        

خوانندگی هادی علی...................................... آبادیXandinî hadî eli abadî

خوانندگی برات مقیمی.............................................Xandinî berat muqîmî

خوانندگی رضا پور افشار با همراهی دوتار.Xandinî riza pûr efşar we dotari       

آمدن عروس و داماد -صدای قوشمه علی آبادی .........................................

Hatinî bûk o zavî we qûşmeî eliabadî

خوانندگی حسین عزیزی.............................................Xandinî hussiîn ezîzî

صدای سرنا و دهل هنگام برگزاری کشتی با چوخه......................Xicaî zurni

صدای محسن میرزازاده.........................................Xicaî Mohsin mîrzazade

 خوانندگی مظفرحمیدی...................................... Xandinî Muzeffer Hemîdî

مراسم قند شکنان.............................................................Qend işkinandin

 صدای آقای قاسمیان..............................................Xicaîê aqaê qasimîyan

صدای قشمه..........................................................................Xicaê qûşmi

راشد درتومی و رحیم رضایی..........................Raşid durtûmî o rehîm rizaê

آقای صحرانورد و فرامرز رستمیAqaê sehra neverd o feramerzi rustemî

شعر کرمانجی.....................................................................şirê kurmancî 

اجرای زیبا ویولن توسط آقای علی آبادی

 

 

عکس هایی از این مراسم

 سردر تالار عروسی

 

رقص زنان کرمانج شمال خراسان

رقص زنان کرمانج شمال خراسان 

مجری مراسم : حمید نجف زاده

مجری مراسم : حمید نجف زاده

خواننده : برات مقیمی

 خواننده : برات مقیمی

 

مراسم قند شکنان در عروسی کرمانج های شمال خراسان

 مراسم قند شکنان

داماد و برادر گفته (Birake) در کنار هم

 داماد و برادر گفته (Birake)

عروس و داماد (Bûk o Zava)

 عروس و داماد (Bûk o Zava)

 خواننده: علیرضا اسلامی (Elîriza Islamî)

 خواننده: علیرضا اسلامی (Elîriza Islamî)

 

چهره ی مانا استاد شاگلدی صدری فر (şageldî sedrêfer)

  چهره ی مانا استاد شاگلدی صدری فر (şageldî sedrêfer)

 

قوشمه: صحرانورد - خواننده: فرامرز رستمی  qûşme sehraneverd we feramerzê rustemî

 قوشمه: صحرانورد - خواننده: فرامرز رستمی

qûşme sehraneverd we feramerzê rustemî

سرنا: حسن علی آبادی (zurne Hesen eli abadî)

سرنا: حسن علی آبادی (zurne Hesen eli abadî)

حضور عروس و داماد همراه با توبار

 حضور عروس و داماد همراه با توبار

مرحوم الله قلی دهپناه

 مرحوم الله قلی دهپناه

مظفر حمیدی خواننده (عاشق) کرمانج در شمال خراسان

 خواننده مظفر حمیدی به همراه فرهاد باغچقی

 خواننده مظفر حمیدی به همراه فرهاد باغچقی

برات مقیمی دوتار نواز

 برات مقیمی دوتار نواز

برگزاری کشتی با چوخه در عروسی کرمانج های شمال خراسان

 برگزاری کشتی با چوخه در عروسی کرمانج های شمال خراسان

نوازنده ویولن محمد علی آبادی - خواننده : حسین عزیزی

 نوازنده ویولن محمد علی آبادی - خواننده : حسین عزیزی

 

چهره ی مانا استاد شاگلدی صدری فر (şageldî sedrêfer)

 شاگلدی صدری فر

دوتار نواز و خواننده : رضا پور افشار

 دوتار نواز و خواننده : رضا پور افشار

مرد حنجره طلایی: رستم مهرگان

 مرد حنجره طلایی: رستم مهرگان

 

 محمود فرخنده - علیرضا قربانی

 محمود فرخنده - علیرضا قربانی

 هادی علی آبادی : خواننده

 هادی علی آبادی : خواننده

 

 حسین عزیزی خواننده کهنه کار

 حسین عزیزی خواننده کهنه کار

دوتار نواز و خواننده : رضا پور افشار

 رضا پور افشار

 راشد درتومی - رحیم رضایی

 راشد درتومی - رحیم رضایی

 قوشمه نواز: صحرانورد

 قوشمه نواز: صحرانورد

 

 نوازده سرنا : حسن علی آبادی

 نوازده سرنا : حسن علی آبادی

مهدی رستمی: مجری

 مهدی رستمی: مجری

شاعر: علی حیدری - نوازنده دوتار: علیرضا اسلامی

 شاعر: علی حیدری - نوازنده دوتار: علیرضا اسلامی

حسن روشان: نویسنده کتاب چیکسای (çîksaî)

 حسن روشان: نویسنده کتاب چیکسای (çîksaî)

حسن روشان: نویسنده کتاب چیکسای (çîksaî)

حسن روشان: نویسنده کتاب چیکسای (çîksaî)

 لازم به تذکر است که این عکس ها از روی فیلم مراسم مربوط به موسسه شروین فیلم تهیه شده اند

 

برات قوی اندام ... Berat Qevî-endam


 
 
آهنگ کُردی از ابراهیم تاتلیس و ماهسون خوانندگان کُرد کُرمانج کُرددستان (ترکیه)
نویسنده : - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

 

آهنگی از ابراهیم تاتلیس خواننده معروف  به زبان کرمانجی

 

دانلود آهنگ آگیر که تیه دلی من


دانلود آهنگی از ماهسون به لهجه ی کرمانجی

-

برای دانلود آهنگ، کتاب، فیلم، مستند و ... کُردی کُرمانجی به سایت الله مزار مراجعه نمایید

-

www.EllahMezar.ir

-

برای دانلود کتاب، آهنگ، فیلم، مستند و ... اینجا کلیک کنید

-

برای یادگیری زبان کردی کرمانجی اینجا  کنید

-

 

 

متن آهنگ آهنگ آگیر که تیه دلی من

Agir ketye dilê min


Agir ketye dilê min
Xew nakeve çavê min
Çima tu jimin dûr ketî
Bêje ronîya çavê min
Rinda min, gewra min
Çend sal e li hêvya te me
Welle çend sal e li benda te me

Ev çi ax û nalîn e
Dil şewitî berf bîne
Tu bixatirê xwedê kî
Nebêjî evya dîn e
Rinda min, gewra min
Çend sal e li hêvya te me
Welle çend sal e li benda te me

کردی کرمانجی
 
 
اشعار کرمانجی اسماعیل حسین پور
نویسنده : - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

Tu Natî_Ismaîl Hosêyn Pûr

شعری از اسماعیل حسین پور با عنوان تو نیامدی

  • Şevi sar in we dûman in tu natî
  • Gewrî we boqz dêl we jan in tu natî
  • Behar hatû qezel barîn tu natî
  • Le qalîyê teva bû çîn tu natî
  • Dayîk rûyan delûrînin tu natî
  • Sa te ra rê avreşîn in tu natî
  • Çêra şewtî çi dil şewtîn tu natî
  • Çi qe salan tu we xewn dîn tu natî
  • Yûsof  hatin ru le kenan tu natî
  • Bowîn çavêne yeqûban tu natî
  • We pê mani le çaxûnan tu natî
  • Me golyê ermanan hûnan tu natî
  • Min go têy telve vi bara tu natî
  • Bişewtîn dil we vi wara tu natî
  • Zavê narê xwe navîtin tu natî
  • Daykan sa te hêstir rîtin tu natî
  • Le jûr dorne bûne zirwe tu natî
  • Zemîn bê te sa me têrwe tu natî
  • Xewû xewn u xîyal hatin tu natî
  • Hevalê me heval hatên tu natî
  • Le asmine bûka barê tu natî
  • Mida vaye bêwî carê tu natî
  • Je bîrî me çûye firîn tu natî
  • Me barê pişti çi kirîn tu natî
  • Westyani je şînî herdê tu natî
  • Bexşî degrî de her perdê tu natî
  • Bexşî go neqlê kelmîşî tu natî
  • Je kolyan sa me dilbişî tu natî
  • Xêrnaq xwîne bilîr lale tu natî
  • Her ro bê te le me sale tu natî
  • Çîya je derdi te qûzûn tu natî
  • Çavêne kanyan we tozûn tu natî
  • Xowînê ÊWEZ le çi germe tu natî
  • Rêyê mêran te da wer me tu natî
  • Çîyê we bejnê bi tofan tu natî
  • We işqi te çiqe can dan tu natî
  • Ismaîl Hosêyn Pûr

         تو ناتی

  • شه‌ڤ سار ئن وه‌ دوومان ئن تو ناتی

    گه‌وری وه‌ بۆقز دێل وه‌ ژان ئن تو ناتی

    به‌هار هاتوو قه‌زه‌ل بارین تو ناتی

    له‌ قالییێ ته‌ڤا بوو چین تو ناتی

    داییک ڕوویان ده‌لوورینن تو ناتی

    سا ته‌ ڕا ڕێ ئاڤره‌شین ئن تو ناتی

    چێرا شه‌وتی چ دل شه‌وتین تو ناتی

    چ قه‌ سالان تو وه‌ خه‌ون دین تو ناتی

    یووسۆف  هاتن ڕو له‌ که‌نان تو ناتی

    بۆوین چاڤێنه‌ یه‌قووبان تو ناتی

    وه‌ پێ مان له‌ چاخوونان تو ناتی

    مه‌ گۆلیێ ئه‌رمانان هوونان تو ناتی

    من گۆ تێی ته‌لڤه‌ ڤ بارا تو ناتی

    بشه‌وتین دل وه‌ ڤ وارا تو ناتی

    زاڤێ نارێ خوه‌ ناڤیتن تو ناتی

    دایکان سا ته‌ هێستر ڕیتن تو ناتی

    له‌ ژوور دۆرنه‌ بوونه‌ زروه‌ تو ناتی

    زه‌مین بێ ته‌ سا مه‌ تێروه‌ تو ناتی

    خه‌ووو خه‌ون ئو خییال هاتن تو ناتی

    هه‌ڤالێ مه‌ هه‌ڤال هاتێن تو ناتی

    له‌ ئاسمنه‌ بووکا بارێ تو ناتی

    مدا ڤایه‌ بێوی جارێ تو ناتی

    ژه‌ بیری مه‌ چوویه‌ فرین تو ناتی

    مه‌ بارێ پشت چ کرین تو ناتی

    وه‌ستیان ژه‌ شینی هه‌ردێ تو ناتی

    به‌خشی ده‌گری ده‌ هه‌ر په‌ردێ تو ناتی

    به‌خشی گۆ نه‌قلێ که‌لمیشی تو ناتی

    ژه‌ کۆلیان سا مه‌ دلبشی تو ناتی

    خێرناق خوینه‌ بلیر لاله‌ تو ناتی

    هه‌ر ڕۆ بێ ته‌ له‌ مه‌ ساله‌ تو ناتی

    چییا ژه‌ ده‌رد ته‌ قووزوون تو ناتی

    چاڤێنه‌ کانیان وه‌ تۆزوون تو ناتی

    خۆوینێ ئێوه‌ز له‌ چ گه‌رمه‌ تو ناتی

    ڕێیێ مێران ته‌ دا وه‌ر مه‌ تو ناتی

    چییێ وه‌ به‌ژنێ ب تۆفان تو ناتی

    وه‌ ئشق ته‌ چقه‌ جان دان تو ناتی

    ئسمائیل هۆسێین پوور

       Welat

      welat hîn jî navî te sa min ra kulê rewş e

      sa ûcaqî dlî min bîrî te kulê tewş e

      permûç golê dlî min dîsa tu îlpû dekî

      xizanê dest qermî tu destî wan kû dekî

      hîn mîrewanî welat natê rûyêne berê

      hîn ew destê germî te ramîsm ez wî gerê

      rademîsm ez welat kevûkête qanatin

       wan dewriyê suwîre golê je bi dexwe şepatan

      tu merxê we bejn û bal welat kê tu qr krî

      laçînê sîngî wêlêt kê le vr pê br krî

      welatê min fek ve ke hîn sa te yaxe ve me

      bij ez bîgane ninm xizanê singî te me

      kê qertalê qanat reş le vr we hîlîn kirin

      kê ûcaqê germ mal welat can bê tîn kirin

       kê şerqê çiryan dîsa je ûrt malan dzî

      kê hlkê te hêjand nav le wî bow rêzî

      xermanê hedûrî te nzanm kê we ba kr

      kê arê ûmdî dl we hêstiran xeva kr

      le bin xweliyê xaniyê te welat ma xizantiyê min

      kenê rûyêne berê maye dengê dîyê min

      çavin çavê we hêstir meytin meytê le herdê

      pîşê  dlkevr qewsê nzanm nam kê berdê?

      darê tîr le ser ketê hîn pşit were li qûz e

      av sarê kanîyan hîn çav le rûya kûz e

      kanîcan destek tine tu bow dest sa kûzê

      çavê te hîn we zelalin tu bşo je wî tuzê

      fek we xwîn welatê min tewnê te hîn le darin

      kûzê dlê xwe baydayi je tîyan dil we arin

      brînê te bûne çal bîsû li venda dew

      bîrqi hêstirê daykan we nermi ji ra dew

      bihîcîn hikî xwe daykê dîsa balam tê

      zanim tu dil we daqî dîsanê rewş û tam tê

      dîsa kûz je kaniyê te tj avê sar dewn

      dîsanê dest zavan tj sv û nar dewn

      rûyêk tê dîsa xizan xanîk xanîk bilîzn

      bikevine hul û qersê le jûr jî çîk bilîzn

      herdê welat hêwrî nika bê qar û têro

      mekşe qelfê wêlit sa carê tu jî mêro

  •       هه‌لبه‌ستێ کورمانجی ژه‌ ئێسمایل هۆسێین پوور
  •      وه‌لات
  •       وه‌لات هین ژی ناڤی ته‌ سا من را کولێ ره‌وشه

          سا ئووجاقی دلی من بیری ته‌ کولێ ته‌وشه

          په‌رمووچ گۆلێ دلی من دیسا تو ئیلپوو ده‌کی

          خزانێ ده‌ست قه‌رمی تو ده‌ستی وان کوو ده‌کی

          هین میره‌وانی وه‌لات ناتێ روویێنه‌ به‌رێ

          هین ئه‌و ده‌ستێ گه‌رمی ته‌ رامیسم ئه‌ز وی گه‌رێ

          راده‌میسم ئه‌ز وه‌لات که‌ڤووکێته‌ قاناتن

           وان ده‌وریێ سوویره‌ گۆلێ ژه‌ ب ده‌خوه‌ شه‌پاتان

          تو مه‌رخێ وه‌ به‌ژن و بال وه‌لات کێ تو قر کری

          لاچینێ سینگی وێلێت کێ له‌ ڤر پێ بر کری

          وه‌لاتێ من فه‌ک ڤه‌ که‌ هین سا ته‌ یاخه‌ ڤه‌ مه‌

          بژ ئه‌ز بیگانه‌ ننم خزانێ سنگی ته‌ مه‌

          کێ قه‌رتالێ قانات ره‌ش له‌ ڤر وه‌ هیلین کرن

          کێ ئووجاقێ گه‌رم مال وه‌لات جان بێ تین کرن

           کێ شه‌رقێ چریان دیسا ژه‌ ئوورت مالان دزی

          کێ هلکێ ته‌ هێژاند ناڤ له‌ وی بۆو ڕێزی

          خه‌رمانێ هه‌دووری ته‌ نزانم کێ وه‌ با کر

          کێ ئارێ ئوومدی دل وه‌ هێستران خه‌ڤا کر

          له‌ بن خوه‌لیێ خانیێ ته‌ وه‌لات ما خزانتیێ من

          که‌نێ ڕوویێنه‌ به‌رێ مایه‌ ده‌نگێ دییێ من

          چاڤن چاڤێ وه‌ هێستر مه‌یتن مه‌یتێ له‌ هه‌ردێ

          پیشێ  دلکه‌ڤر قه‌وسێ نزانم نام کێ به‌ردێ؟

          دارێ تیر له‌ سه‌ر که‌تێ هین پشت وه‌ره‌ ل قووز ئه‌

          ئاڤ سارێ کانییان هین چاڤ له‌ ڕوویا کووز ئه‌

          کانیجان ده‌سته‌ک تنه‌ تو بۆو ده‌ست سا کووزێ

          چاڤێ ته‌ هین وه‌ زه‌لالن تو بشۆ ژه‌ وی توزێ

          فه‌ک وه‌ خوین وه‌لاتێ من ته‌ونێ ته‌ هین له‌ دارن

          کووزێ دلێ خوه‌ بایدای ژه‌ تییان دل وه‌ ئارن

          برینێ ته‌ بوونه‌ چال بیسوو ل ڤه‌ندا ده‌و

          بیرق هێسترێ دایکان وه‌ نه‌رم ژ ڕا ده‌و

          بهیجین هلکی خوه‌ دایکێ دیسا بالام تێ

          زانم تو دل وه‌ داغی دیسانێ ڕه‌وش و تام تێ

          دیسا کووز ژه‌ کانیێ ته‌ تژ ئاڤێ سار ده‌ون

          دیسانێ ده‌ست زاڤان تژ سڤ و نار ده‌ون

          ڕوویێک تێ دیسا خزان خانیک خانیک بلیزن

          بکه‌ڤنه‌ هول و قه‌رسێ له‌ ژوور ژی چیک بلیزن

          هه‌ردێ وه‌لات هێوری نکا بێ قار و تێرۆ

          مه‌کشه‌ قه‌لفێ وێلت سا جارێ تو ژی مێرۆ

 

*****************************************************

Şivin dîsa lixist bilîr

Girya got yar krne hîsîr

Derdi hîsîr nabi ji bîr

*****

Şeve reşe çîk bi nûrên

Erman li zawne kurên

Ezîz heval ji me dûrên

*****

Tu qanate kebûtanî

Tu neqli firînê zanî

Emî li vir qerîb manî

*****

Tu çûy u dil bê kes maye

Ji dû te hîn qefas maye

Parê firînê pes maye

*****

Welati min tu herbijî

Salê salên ne gormêjî

Neke erman bowne rêjî


 شڤن دیسا لخست بلیر

گریا گۆت یار کرنه‌ هیسیر

ده‌رد هیسیر ناب ژ بیر

*****

شه‌ڤه‌ ڕه‌شه‌ چیک ب نوورێن

ئه‌رمان ل زاونه‌ کورێن

ئه‌زیز هه‌ڤال ژ مه‌ دوورێن

*****

تو قاناته‌ که‌بووتانی

تو نه‌قل فرینێ زانی

ئه‌می ل ڤر قه‌ریب مانی

*****

تو چووی ئو دل بێ که‌س مایه‌

ژ دوو ته‌ هین قه‌فاس مایه‌

پارێ فرینێ په‌س مایه‌

*****

وه‌لات من تو هه‌ربژی

سالێ سالێن نه‌ گۆرمێژی

نه‌که‌ ئه‌رمان بۆونه‌ ڕێژی

*****************************************************

  • Bexşî lixên dli min bê hedûre

    Binal golla meyî hêşên li jûre

    Zanêm dil bi bêrîn dil bi şewatî

    Zemanê tu jî li tendûrê patî

    Lixên sa dil ji merxan bij ji ewran

    Lixên dil wêrxi çi wêrxi wa dewran

    Lixên wi bangê ke bexşî bêgormêj

    Dli gêştê beharê min bûye mêj

    Bexşî bkol dilan tu bêj kolaman

    Dîsa veger werîn wa rewş û taman

    Îşev çîkî bi nûrên lixê bexşî

    Hevalî ji me dûrên lixê bexşî

    Heval ew îstemê sîngî çîyanûn

    Bi  rengi bûkî bare bi gîyanûn

    Dilî kulûye ji perdê dotarê

    Xwedî derdêm zanêm derdî dotarê

 

  •  به‌خشی لخێن دل من بێ هه‌دووره‌

    بنال گۆڵا مه‌یی هێشێن ل ژووره‌

    زانێم دل ب بێرین دل ب شه‌واتی

    زه‌مانێ تو ژی ل ته‌ندوورێ پاتی

    لخێن سا دل ژ مه‌رخان بژ ژ ئه‌وران

    لخێن دل وێرخ چ وێرخ وا ده‌وران

    لخێن و بانگێ که‌ به‌خشی بێگۆرمێژ

    دل گێشتێ به‌هارێ من بوویه‌ مێژ

    به‌خشی بکۆل دلان تو بێژ کۆلامان

    دیسا ڤه‌گه‌ر وه‌رین وا ڕه‌وش و تامان

    ئیشه‌ڤ چیکی ب نوورێن لخێ به‌خشی

    هه‌ڤالی ژ مه‌ دوورێن لخێ به‌خشی

    هه‌ڤال ئه‌و ئیسته‌مێ سینگی چییانوون

    ب  ڕه‌نگ بووکی باره‌ ب گییانوون

    دلی کولوویه‌ ژ په‌ردێ دۆتارێ

    خوه‌دی ده‌ردێم زانێم ده‌ردی دۆتارێ

*****************************************************

ژه من دووری

قانات ئشکه ستی مه ئیشه ووه زانی                          له وی بی واریا چاو بوونه کانی

هیلین سامه بوویه ئه رمانم بوویه خه ون                  له ئاسمین سامه راراچاندنه ته ون

فه له کی سامه له ور گرتی چاوه                            مه له توفانی خوینی بایدا تاوه

دزین غیرهت چی یابی وی ده خوه ستن                مه رخی وه به ژن بمن نه که بوه ستن

بمینن ئه وری وه باران دیسا تی                             موسافرروله وان واران دیسا تی

غه ریوی دور ژه واران وار ساته                            ژه هه ر چی که ننی کوردان پار ساته

له وا غه وسی زه مین گرتی تو باری                      وه هه رچی کانی وگول راجیناری

ژه من دووری ژه من دووری ژه من دوور           غه ریوی دوورژه من ده ستان هلین ژوور     

دوعا که نه رمه بارانه ک بباری                            تیری چاوبرچی هه ردی کرنه پاری

دل ئی شه ساته راهین ته نگه ته نگه                     غه ریوی دوور ژه واران وا چی هه نگه

توئومد ئه رمانی هه رچی چی یایی                     وه غیره ت لاوی سینگی وی دیایی

دوتار ئشکه ستی سازی ده نگ ژی مایه             وه گه ر چاوینی غیره ت ساته پایه

وه گه رئه للا مه زاری من تویی تو                   وه گه رکوللی به هاری من تویی تو

*****************************************************

هه رایی مه

وه ته ک تاری دوتاری خوه

پامانی هین له وی یوردا

له ناو ته ک تاری سازی مه

هه زار ئه رمان

هه زار بوغز له گه وریانه

خوه دی زانی

ئه م ئه و مه رخی غه ریوی له چی یان مانی

هه رای ولو ده لورینین دوتاری مه

هه رایی مه

هه رایی هه رچی هیستیرهه ر چی ئه رمانه

هه رایی مه

یانی وه نداری یه "خه ج"هین له توفانی

یانی خوینی "که لمیشی"خانی مه گه رمه

بخوین به خشی

لیخن به خشی

"مه زارئه للاه مه زاران"بیژ

ژه "عیوه ز"دا هه زاران بیژ

بویژهه سپه ک له سینگی چی

لیدخی هه ر سوه شیهه

ده وی "عیوه ز"،"جه جو"،"خان جان"

چی یا بی وه ده خه ورانه

برینی مه ئه ما پانه

                                                 ******

*هه رایی=هاوار

منبع


 
 
جشن ختنه سوران تکمران - موسیقی کرمانجی شمال خراسان
نویسنده : - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

 تکمران (Tekmeran)

 تکمران نام دهستانی در 30 کیلومتری شیروان است و از 14 روستای اصلی تشکیل شده است. روستاهای  سرخ زو، ظفر آباد (سردار آباد)، قوری دربند، توپکانلو، توکور، علیخان قلعه، حسین آباد معین (کلاته جعفری)، قولانلو سفلی، قولانلو علیا، بیک، یانبلاغ، چوکانلو، برج ذوالفقار، برزو، خدر، قوردانلو و گوگلی (کوکلی) در این دهستان واقع شده اند. تکمران از قدیم الایام در مسیر کوچ عشایر قرار داشته و در سه خشتی های کردی خراسان بارها نام تکمران به میان آمده است و بخشی از هویت و تاریخ این مردم در این خطه شکل گرفته است.

در بیست و سوم اردیبهشت ماه 1390 جشن زیبای ختنه سوران حمیدرضا حسین پور فرزند حاج محمد حسین پور در دشتی زیبا و سرسبز با حضور تعداد زیادی از هنرمندان کرمانج شمال خراسان برگزار شد.

در زیر تعدادی از بخش های مختلف اجرای هنرمندان کرمانج در این مراسم در قالب فایل های صوتی ارائه شده است. در آینده سعی می کنم فایل های تصویری را جهت دانلود علاقه مندان قرار دهم.

-----------------------------------------------------

 تیتراژ

 تکمران

مقدمه - اول دفتر

 دکلمه ای در رابطه با معرفی منطقه ی تکمران شیروان

-----------------------------------------------------

علیرضا اسلامی

علیرضا اسلامی دوتار نواز و خواننده نامی کرد در سال 1358 در شهر شیروان به دنیا آمده است. او فرزند بخشی بزرگ شادروان علی اصغر اسلامی است. علیرضا در جشنواره های موسیقی فجر، دفاع مقدس، موسیقی جوان و جشنواره موسیقی مقامی در چند بار به عنوان تک نواز برتر ایران انتخاب شده و مورد تقدیر قرار گرفته است. اسلامی در چندین کشور اروپایی به اجرای موسیقی پرداخته است.

 صدای علیرضا اسلامی همراه با معرفی وی

 صدای علیرضا اسلامی

 آهنگ شوان با هنرمندی علیرضا اسلامی

 -----------------------------------------------------


 آهنگ اصیل شاه سوار با صدای استاد غلامرضا محمدی

-----------------------------------------------------

حسین عزیزی

حسین عزیزی مرد کهنه کار موسیقی خراسان بیش از 50 سال از زندگیش را صرف خوانندگی کرده است. او متولد سال 1322 است و در جشنواره های مختلف خوش درخشیده است. آوای دلنشین او در فیلم "تخته سیاه" سمیرا مخملباف از او چهره ای جهانی ساخته است. حسین عزیزی بارها در تالار های تهران به اجرای موسیقی پرداخته است و کمتر کردی در خراسان است صدای او را نشنیده باشد.

 صدای استاد حسین عزیزی

 -----

 وصف تکمران با صدای مراد حسن زاده و همراهی کمانچه

-----------------------------------------------------

محمد علی قاسمی

محمد علی قاسمی که با حزن و اندوهی بلند کلام های جی را بر لب دارد متولد روستای "رزمغان" شیروان است. او با خلق ملودی های نو و با آهنگ سازی هنرمندان جوان توانسته است شیوه ای تازه در خوانندگی کرمانجی ایجاد نماید. از محمد علی قاسمی با همراهی و خوانندگی مراد حسن زاده و آرتین فرخنده پیش از این سی دی چاو له ری توزیع شده است

 صدای محمد علی قاسمیان

 صدای محمد علی قاسمیان همراه با معرفی وی

 -----------------------------------------------------

 آهنگ زیبای ولات ساره با صدای خوانده نوجوان محمد سجای شاهجهان

-----------------------------------------------------

محسن میرزازاده

محسن میرزازاده نوازنده و خواننده متولد سال 1357 است. اصالتا از روستای امام قلی قوچان است. او جزء پرکارترین هنرمندان در خراسان است که در جشنواره های فجر در سال 1376 مقام دوم و در جشنواره های آواها و نواهای دفاع مقدس، آواها و نواهای شیراز و در جشنواره تولیدات رادیویی در تک نوازی مقام اول را بدست آورده است. او موسیقی پایانی 2 فیلم سینمایی را هم اجرا کرده است. محسن با اثر ماندگار "کوات" به همراه "یلدا عباسی" مرزها را درنوردیده و موسیقی کرمانجی خراسان را روحی تازه بخشیده است. پیش از این نیز شبکه های ماهواره ای کلام پر درد او در باره حلبچه با تهیه کنندگی "رحیم ذبیحی" را چند بار پخش کرده بودند.

 آهنگی از محسن میرزازاده

 آهنگی از محسن میرزازاده همراه با معرفی وی

-----------------------------------------------------

 مجتبی علیزاده

مجتبی علیزاده متولد سال 1360 در شیروان است. او بیش از 10 سال است که خوانندگی را شروع کرده است. صدای خوش او باعث شده است که در این مدت بارها در جشن های گوناگون حضور داشته باشد.

 خوانندگی مجتبی علیزاده

 خوانندگی مجتبی علیزاده (با معرفی)

 -----------------------------------------------------

استاد خان محمد آدینه پور

خان محمد قوشمه نواز نامی فرزند رستم از تبار عاشق های خانلق است که در سال 1330 در شیروان به دنیا آمده است. او بازمانده هنرمندان چیره دستی چون نیاز علی، امان الله و حسینعلی عزیزی است. خان محمد در نوازندگی قوشمه، کمانچه دهل، سرنا، دوتار و ویولن استاد است. شاهکار "تورغه" است که هنوز با 60 سال سن زیبا می نوازد. خان محمد بارها در تهران و جشنواره ها به اجرای برنامه پرداخته است. او در ترکیه و کردستان عبه اجرای برنامه پرداخته است.

 صدای قشمه با هنرمندی استاد خان محمد آدینه پور

صدای قشمه با هنرمندی استاد خان محمد آدینه پور (با معرفی)

-----------------------------------------------------

رحمان اسلامی

رحمان اسلامی از خوانندگان خوش صدای کرد در سال 1364 در شهر شیروان به دنیا آمده است. صدای دل انگیز او به همراه اصیل خوانی کلام های کردی از او چهره ای محبوب ساخته است. رحمان در مراسم و جشن های مختلف با خوانندگی خود توانسته است احیاگر برخی کلام های کهن فراموش شده باشد.

 آهنگی بسیار زیبا از رحمان اسلامی با همراهی دوتار

آهنگی بسیار زیبا از رحمان اسلامی با همراهی دوتار (با معرفی)

-----------------------------------------------------

 صدای سرنا و دهل 1

صدای سرنا و دهل 2

 -----------------------------------------------------

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

رقص زنان کرمانج - تکمران - بهار 90

تکمران

جشن ختنه سوران-تکمران

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

 

رقص زنان کرمانج در جشن ختنه سوران آقای حسین پور در منطقه ی تکمران شیروان

استفاده از عکس ها فقط با ذکر نام عکاس (لقمان رحیمی) مجاز است.


 
 
آلبوم دوتار خراسان از حمید خضری
نویسنده : - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

حمید خضری متولد 1348 در قوچان است و از سیزده سالگی آموختن دوتار را نزد استاد محمد یگانه فرا گرفته است.

حمید خضری نوازنده جوان دوتار خراسان که در آلمان اقامت دارد، در مونیخ و فرانکفوت با نواختن دو تار برای علاقه مندان، با زبان آلمانی قصه تعریف می کند. وی  می گوید که چون شنونده ایرانی کم دارد، داستان ها را به زبان آلمانی می گوید.

 

در زیر آلبوم دوتار خراسان از وی جهت دانلود قرار گرفته است.

دانلود از :4shared

 

مقام نصیحت

مقام لیلی و لیلان

مقام آیلا آیش

مقام فاطی جان

مقام جبلاق، دوست محمد

مقام عطا مرگان شکارچی

مقام نوایی

مقام گرایلی

مقام سکینه

مقام ججو خان

مقام فاطمه جان

مقام ارمانا سوسه

مقام شاه یولی

 

دانلود آلبوم دوتار خراسان از سرور Mediafire

 

01. Nasihat

02. Leyli O Leylâne

03. Ayla Ayesh

04. Fati Jân

05. Jeblaq, Dust Mohammad

06. Ata Margân Shekartchi

07. Navâ'i

08. Gerayli

09. Sakine

10. Jajoh Khân

11. Fatme Jân

12. Armana Susey

13. Shâh Yuli


 
 
دانلود فرهنگ لغت و دستور زبان کرمانجی
نویسنده : - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 

دانلود/ فرهنگ لغت کردی کرمانجی و کتابها و متون آموزشی مفید کرمانجی

-

دانلود چند کتاب به زبان کُردی کُرمانجی (لاتین)

-

دانلود / کتاب های شعر به زبان کردی کرمانجی (لاتین) Dagirtina Pirtûkên Helbestê Kurdî Kurmancî

-

دانلود فرهنگ لغت و کتاب های آموزشی کردی کرمانجی

-

یادگیری کُرمانجی

-

یادگیری زبان کردی کرمانجی

--

صفحه دانلود موسیقی، فیلم، کتاب و (کردی کرمانجی) … در سایت الله مزار

-

www.EllahMezar.ir

-